اذنيه : « نافع » اين كلمه را در هر كجاى قرآن كه باشد با سكون « ذال » مىخواند .
دليل :
و رحمة : « ابو على و زجاج » گويند بنا بر نصب ، اسم مبهم و حال بوده و در تقدير « فى حال الهداية و الرحمة » مىباشد و بنا بر رفع خبر براى مبتداء محذوف و تقدير كلام « هو هدى و رحمة » خواهد بود .
و يتخذها : بنا بقول رفع عطف بر فعل اول بوده يعنى « من يشترى و يتخذ » و بنا بقول نصب عطف به « ليضل » خواهد بود ، و اما ضمير ( ها ) ممكن است به الحديث راجع شود زيرا او بمعنى جمعى در اينجا اراده شده و ممكن است به ( سبيل ) برگردد و او مؤنث هم استعمال مىشود چنان كه در آيه شريفه فرموده
« قُلْ هذِهِ سَبِيلِي »
و ممكن است هم به ( آيات ) راجع شود كه در دو آيه جلوتر فرمود « تلك آيات الكتاب » .
اعراب :
ليضل : مفعول آن محذوف و تقديرش « ليضل الناس » است .
بِغَيْرِ عِلْمٍ
: در محل نصب و حال مىباشد و تقدير كلام « ليضل الناس جاهلا » بوده و يا بجاى كلمهء جاهلا « غير عالم » خواهد بود .
كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها
: كاف در آن و همچنين در « كأن فى اذنيه » حال بوده و آنان را تشبيه بر كران نموده است .
لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيمِ
: در اينجا « جنات » بنا بر هر دو مذهب مرفوع و خبر براى مبتداء است .
وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا
: « وعد » مصدر فعل محذوف بوده و « حقا » صفت او مىباشد و در تقدير « وعد اللَّه وعداً حقا » خواهد بود .
بِغَيْرِ عَمَدٍ
: در اينجا « غير » ممكن است صفت براى محذوفى كه به باء مجرور شده ، باشد و در تقدير « بعمد غير عمد ترونها » شود و « ترونها » در محل خبر و صفة « غير عمد » و تقديرش « غير عمد مرئية » خواهد بود .