ترجمه :
و از براى او است آنكه در آسمانها و زمين بوده همگان براى او مطيعاند . و او كسى است كه آغاز آفرينش كرده سپس باز ميگرداندش و آن ( باز گردانيدن ) برايش آسانتر است و براى او مثل برترى در آسمانها و زمين بوده ( يعنى خداوند موصوف بصفات برجسته در آسمانها و زمين بوده ) و او غالب و درست كردار است . مثلى زده براى شما از خودتان ( و آن اينكه ) آيا براى شما از آنچه مالك شده دستهايتان ( از غلامان و كنيزان ) شريكهايى هستند در آنچه روزيتان داديم پس شما ( و ايشان ) در آن برابريد از آنها ( در اين شركت ) مىترسيد مانند ترسيدن از خويشتن اين گونه تفصيل ميدهيم آيتها را براى گروهى كه بخرد يابند . بلكه آنان كه ستم نمودند پيروى هوسهاى خويش نموده بى آنكه بدانند پس چه كسى راهنمايى كند كسى را كه خدا گمراه ساخت ( زيرا او خود نخواست تا از هدايت خدا بهره گيرد ) و نخواهد بود براى ايشان ياورانى . پس استوار گردان عزم خود را براى دين ، ثابت باش ، آفرينش خداست كه سرشت مردم را بر آن نهاده ، نباشد دگرگونى براى آفرينش خدا ، اينست دين استوار و ليكن بيشترين مردم نميدانند .
اعراب :
هَلْ لَكُمْ مِنْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ مِنْ شُرَكاءَ
: « لكم » جار و مجرور در محل رفع و خبر براى مبتدا « من شركاء » مىباشد و « من » زايده بوده و
« مِنْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ »
متعلق به چيزى است كه ( لكم ) به او تعلق گرفته و ممكن است متعلق به محذوف بوده و بنا بر حاليت منصوب باشد و عامل در حال همان متعلق لام است .
فَأَنْتُمْ فِيهِ سَواءٌ
: جمله در محل نصب و جواب از جمله
« هَلْ لَكُمْ مِنْ ما مَلَكَتْ »
بوده و در تقدير « فتستووا » خواهد بود .
تخافونهم : يعنى ميترسيد كه آنان - كنيزان و غلامان با شما برابر شوند مانند آنكه ميترسيد بعضى از شما با بعض ديگر - در مال - برابر شويد .
حنيفا : منصوب و حال است .