توحيد - او آنكه آسمان و زمين - به روى پاى خود - بامر پروردگار ايستاده بدون آنكه ستونى داشته و روى آن مستقر شود ، فقط با امر خداوند هستى است چنان كه در آيه شريفه گويد
« إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْءٍ إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ »
اما بعضى ديگر گفتهاند كه با امساك خداوند آسمانها و زمين نگه داشته شده زيرا تمام افعال پروردگار با لفظ امر اداء شده و به او نسبت داده مىشود زيرا اين لغت ابلغ در اقتدار است زيرا لغت « اراده و امر كرد پس شد » بليغتر از « انجام داد پس شد » مىباشد .
« تقوم » قيام بمعنى ثبات و استوارى است .
ثُمَّ إِذا دَعاكُمْ دَعْوَةً مِنَ الْأَرْضِ
: سپس هنگامى كه بخواند شما را خواندنى كه از زمين يعنى از قبر خارج شويد و بيرون آئيد .
« ابن عباس » گويد خداوند به اسرافيل امر كند تا صور بدمد بعد از صور اول پس تمام ملل از قبرهاى خود سر بيرون ميآورند و خارج ميگردند .
إِذا أَنْتُمْ تَخْرُجُونَ
: در آن هنگام شما از زمين و قبرهاى خود زنده شده بيرون مىآييد .
گفته شده كه مقصود از نفخ صور ( دميدن در صور ) دعوت پروردگار براى حشر قيامت است زيرا اسرافيل - با صداى بلند - گويد دعوت پروردگار را بپذيريد
« أَجِيبُوا داعِيَ اللَّهِ »
و بعضى ديگر گفتهاند كه مقصود آنست كه شما را از قبرها خارج كند بعد از آنكه مردگانى در قبر بوديد و از اين مطلب تعبير به « دعوت پروردگار » شده زيرا او بمنزله دعوت و بمنزله
« كُنْ فَيَكُونُ »
است بس كه سريع انجام مىشود و براى هيچكس امكان تمرد نيست .
بايد دانست كه خداوند از آنچه گفته شد بدان منظور يادآورى فرموده تا انسانها بدانند كه او قادر قاهرى است كه ذرهاى از عوالم طبيعت از سيطره قدرت و ديد او خارج نخواهد بود .
و اين آيات دلالت دارد بر فساد و تباهى سخن كسانى كه ميگويند معارف دينى ضرورى و روشن است زيرا بر مطلب روشن و ضرورى استدلال نميشود .