آگاه باش ايكه منع مىنمايى مرا از حضور در ميدان جنگ و امر ميكنى به رسيدن لذتهاى زندگى ، آيا تو ميتوانى ضمانت كنى كه مرا در دنيا تا ابد نگهدارى يا خير .
و مقصود اينست كه در اصل ( ان احضر ) بوده و ( ان ) حذف گرديده و فعل برفع خوانده شده است . در مثل گويند « اسم معيدى را بشنوى بهتر از آنست كه تا او را ببينى » ب : تقدير ( آية ) است و در اصل « من آياته آية يريكم البرق » بوده اما چون در كلام دلالت بود او حذف گرديد .
ابن مقبل گويد :
و ما الدهر الا تارتان فمنهما * اموت و اخرى ابتغى العيش اكدح
در جهان جز دو مرحله بيش نيست يا مىميرم و يا خوش گذرانى نموده و كوشش كنم در آن .
ج : يك جمله با تقدير ( واو ) فرض كنيم و جمله بعد را مستقل بدانيم و در اصل « و يريكم البرق خوفا و طمعا ، و من آياته . . . » كه عطف جمله بر جمله خواهد بود و
« خَوْفاً وَ طَمَعاً »
مفعول له با تقدير لام ميباشند .
ثُمَّ إِذا دَعاكُمْ دَعْوَةً مِنَ الْأَرْضِ
: جار و مجرور متعلق بمحذوف ايكه حال براى « كم » بوده ، مىباشد و تقدير « اذا دعاكم خارجين من الارض » است و ممكن است محذوف صفة « دعوة » بوده ، و تقدير « دعوة ثابتة من الارض » باشد .
پس جار به « يخرجون » متعلق نبوده چون ما بعد « اذا » در ما قبلش عمل نكند .
مقصود :
بدنبال آيات قبل در باره آگاهى بندگان به خداشناسى ، چنين فرمود :
وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً
: و از آيتهاى پروردگار آنكه قرار داده برايتان از نوع شكل و جنس شما جفتها ( زنها ) يى و اين خود منتى است زيرا بگفتهء « ابى مسلم » انسان بهم شكل خود گرايش بيشترى دارد . اما « قتاده » گفته مقصود آنكه « حوا » را از استخوان پهلوى « آدم » گرفتيم و سپس خلق نموديم ، ولى بعضى گفتهاند كه اصولا جنس زن از نطفه مرد گرفته شد و معنى آيه اينست .