تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
فروخته‌ام ( 1 ) ، يا بعد از اين ( 2 ) مىفروشم ( 3 ) ، و يا حالا مىفروشم .
و فرق انشاء با زمان حال ، اين است كه در حال ، خبر مىدهد كه الحال مىفروشم . باز دوباره احتياج مىشود كه بگويد : فروختم مثل آن كه شخصى مىگويد : حالا نماز مىخوانم و بعد از آن نماز را شروع مىنمايد . و امّا انشاء آن است كه دوباره به فروختن احتياج ندارد . بلكه قصد مىكند كه فروختم با همين صيغه . پس معنى ايجاب بيع چنين مىشود كه : « نقل كردم اين عين معيّنه را به طور مماكسه نه مسامحه ، بر مشترى به عوض معيّن » . و بايد دانست كه بيع به مشترى ، متعدّى مىشود به لفظ على ( 4 ) . پس
شرح
كردن عزم به تماميت انتقال كه نقل كردم و در گذشت . و لهذا در عربى هم با لفظ ماضى مثل بعت و أنكحت مقرّر شده و معنى آن را فروختم و نحو آن مىگويند . اين بحسب اصل قاعده است و لكن ظاهرا به حسب تبادر عرفى ، زمان خود صيغه هم ملحوظ نيست . فتأمّل . شرح ( 1 ) قبل از عقد در زمان غير متّصل به عقد . شرح ( 2 ) در زمان بعد غير متّصل به عقد . شرح ( 3 ) در زمان متصل به اول عقد يا در زمان متّصل به آخر عقد . شرح ( 4 ) اين قول مطابق عرف و كلمات و ثقات اهل لغت نيست ، بلكه بيع متعدّى بنفسه است به سوى دو مفعول خود كه مشترى و مبيع بوده باشند اگر چه ادرى مقدم بر لا ادرى است و لكن از كلمات اهل لغت ادرى لا [ احتمالا لا ادرى باشد ] فهميده مىشود از حيثيّت معنى هم مطابق نيست . و اگر معنى انتقال ملحوظ شود ، إلى بهتر از على است . و معنى استعلاء مجازى در مصالحه جايز است ، جهة اين كه مصالحه به معنى مسالمه و قراردادى است بالاى يك چيزى ، مثل اين كه اين مال در فلان كس بماند و آن مال در فلان و از اين بر سبيل استلزام ، مبادله لازم مىآيد . و بيع بالذّات به معنى