تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
صيغه ، كه زمان داخل وى [ آن ] نباشد كه اگر زمان داخل وى [ آن ] باشد ، باطل است . يعنى وقتى كه مىگويد : « بعت » قصد كند كه مصداق بيع را كه نقل عين خاصّ است به مشترى ، با همين صيغه ايجاد كردم ( 1 ) . و همچنين است در ساير عقود . نه اين كه قصد كند كه پيشتر ( 2 )
شرح
كه اين درست نيست و مستلزم دور است كما لا يخفى . و همه اين كلام در عقد نكاح خواهد آمد . شرح ( 1 ) در زمان صيغه . يا ايجاد مىكنم در زمان صيغه . شرح ( 2 ) و بدان كه زمان ملحوظ در بعت كه مقصود از او انشاء بوده باشد ، با پنج قسم ملحوظ است : سه تا را ، زمان حال مىگويند يكى نفس زمان وقوع لفظ صيغه و دوّم زمان متّصل به اوّل وقوع صيغه سيّم زمان متّصل به آخر صيغه چهارم زمان ماضى است كه ما قبل زمان دوّم است إلى ما لا يتناهى و پنجم زمان مستقبل است كه ما بعد زمان مستقبل سيّم است إلى ما لا يتناهى و لحاظ قيديّت زمان چهارم موجب اخبار است از زمان ماضى و لحاظ قيديّت زمان پنجم موجب اخبار است از زمان مستقبل بلا اشكال و لحاظ قيديّت زمان دويّم ، موجب اخبار از حال عرفى است و لكن حقيقت اخبار از ماضى است و لحاظ قيديّت زمان سيّم ، موجب اخبار از حال عرفى است نيز . و لكن حقيقت اخبار از مستقبل است و اخذ اين دو قسم حال نيز ، مستلزم اخبار است ، كه به معنى الحال فروختم مىباشد . يعنى در ما قبل صيغهء متّصل به آن . يا الحال مىفروشم يعنى در ما بعد زمان صيغه متّصل به آن . و امّا زمان اوّل ، پس اگر او [ آن ] قيد اخذ كرده شود به اين معنى كه در زمان نفس وجود صيغه فروختم با نفس صيغه ، يا مىفروشم بنفس صيغه ، ظاهرا عيب ندارد و اخبار نمىشود . و الحال فروختم يا مىفروشم ، عبارت مىشود از زمان وقوع صيغه با قصد انشاء انتقال و فروختم هم در اينجا به معنى مىفروشم است ، كه با اتمام صيغه اتمام انتقال خواهد شد و لكن به جهت ابهام اين كه كانّه فروختم و انتقال تمام شد و به عمل آمد به سبب شروع به صيغه . پس تعبير بفروختم ، أولى مىشود به سبب ( بجهة خ ل ) جمع
صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 56 | ملا علي القزويني الزنجاني / محمد على قراچه داغى تبريزى