تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
الإسلام به سفارت و تجارت و سياحت بيايند و تا به آن وقتى كه اذن داده است ، جان و مال و عيال ايشان محفوظ است .
پس كفّارى را كه پادشاه مأذون در توقّف در دار الإسلام فرموده‌اند ، ايذاء ايشان به هيچ وجه جايز نيست . بلكه حرام و مرتكبش فاسق است . بلكه شبه امان نيز ، چنين است . شبه امان : و شبه امان : آن است كه بر وى مشتبه باشد سلوك اهل اسلام . لهذا يقين كند كه رفتار نيك با او خواهند كرد . و يا گمان كند مثل سفيرى كه به گمان اين كه از قديم تا به حال ، احدى سفير را اذيّت نكرده است ، به سفارت بدار الإسلام بيايد . و يا قاصد و تاجر و مكارى و مانند اينها كه هر ولايت مىروند ، ايشان را اذيّت نمىكنند ، به اين گمان به دار الاسلام بيايند . پس اذيّت ايشان حرام و جان و مال و عيال ايشان محفوظ خواهد بود ، تا مراجعت به وطن خود نمايند . و عكس وى [ آن ] ( 1 ) نيز ، چنين است ، يعنى اگر با امان كفّار و يا با
شرح
نمايد . فعل حرام كرده است و اگر مال آنها را تلف نمايد ضامن است . ( و اگر آنها را بكشد در قدر ديه اشكال دارد و بعيد نيست كه ديه ذمّى براى ايشان قرار داده شود كه قدر محقق است نسبت به اهل كتاب بر تقدير ذمّى بودن ، يا اين كه بايد رجوع كرد به ديه كه در ميان آنها معمول باشد لكن در هر دو صورت اشكال دارد و بهتر مصالحه است و الله اعلم ( خ ل ) ( 1 ) مخفى نماند كه مراد از عكس در اينجا عكس در اصل موضوع است مثل اين كه در فرض اوّل كافر به امان مسلم داخل دار الاسلام باشد . و در فرض دوّم ( ثانى خ ل ) مسلم با اذن و امان كافر داخل دار الكفر باشد و لكن فعل در هر صورت فعل مسلم است بر كافر كه فعل مسلم حرام است به قرار مزبور و حقيقت معاكسه اين بود كه از