تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
حضرت بالاى دست ايشان بود و آيهء * ( يَدُ الله فَوْقَ أَيْدِيهِمْ ) * نيز ، مناسب اين است زيرا كه در كيفيّت اوّلى دست مردم بالاى دست او مىشد و يا مقابل وى اين كيفيّت بيعت مردان بود . و امّا از زنان پس حضرت پيغمبر صلَّى الله عليه و آله ، بعد از فتح مكَّه اوّل از مردان بيعت مىگرفت و بعد از آن كه نوبت به زنان رسيد ، به جهت اين كه نامحرم بودند و آن حضرت دست خود را بر دست ايشان نمىگذاشت ظرف آبى طلبيد پس دست مبارك را در ميان آن آب گذاشت و درآورد ( 1 ) پس زنان دست خود را يك يك در ميان آب گذاشتند و حضرت ( ص ) از ايشان بيعت مىگرفت تا اين كه نوبت به هند ملعونه زن ابى سفيان رسيد ، پس حضرت عهد و پيمان بر عقايد حقّه و اعمال صالحه و ترك اعمال قبيحه از وى مىگرفت تا اين كه فرمود : زنا مكنيد . هند از بس كه پاكدامن بود ! ! تعجّب از اين سخن كرد و عرض كرد مگر زن حرهء نيز زنا مىكند كه تو از ما بيعت بر ترك وى مىگيرى ؟ و عمر خنديد به جهت اين كه سابقا در وقتى كه در مكَّه بود ، با او زنا كرده بود . و از اين قسم از اخبار ظاهر مىشود كه صيغه بيعت ( 2 ) بايد مشتمل باشد
شرح
( 1 ) در بعض أخبار على ما ببالى فقره درآوردن ندارد ، بلكه همين است كه حضرت دست خود را توى آب گذاشت از طرفى و زنان هم از طرف ديگر دست خود را توى آب مىبردند و مىآوردند و هر يكى بوده باشد صحيح است . شرح ( 2 ) بدان كه بيعت ، عهدى است مثل نذر و عهد و يمين و اين را بر راجح مثل واجب و ندب و بر مباح مىتوان بست على الظاهر لكن در مباح اشكال است . و بالجمله بر چيزهاى راجح كه عقد بسته شد به نوع مبايعه اين نظير نذر واجب و مندوب مىبود كه در واجب تأكَّد وجوب پيدا مىكند و در مندوب وجوب پيدا مىكند و در مخالفت بيعت نيست مگر معصيت و مىشود كه بر جميع واجبات و مندوبات بسته