از براى امام ( ع ) و نوّاب او نيز ، راجح است . و از حديثى كه از امام رضا ( ع ) گذشت ، اين است كه بيعت قابل فسخ است . بلكه از جانب مبايع به فتح ياء واقع نيز شد هم چنان كه روايت شده كه حضرت امام حسين صلوات الله و سلامه عليه و آله ، در كربلا مكرّر به اصحاب خود فرمود كه : من بيعت خود را از گردن شما ( 1 ) برداشتم ( 2 ) به هر جائى كه مىخواهيد برويد كه اين قوم مرا طلب مىكنند ، همين كه مرا يافتند با احدى كارى ندارند . و جملهاى از بىسعادتان ايشان ( كه قابل آن نبودند كه أنبياء و أولياء و علماء و مقدّسين در پيش روى قبر ايشان با ادب تمام بايستند و « السّلام عليكم يا أنصار الله » بگويند ) نيز فسخ بيعت كردند و رفتند ، معلوم است كه اگر فسخ نمىشد ، چگونه آن حضرت مىفرمود و ايشان نيز قبول مىكردند .
و لكن از همين كه ديگران كه قابل آن مقام ، بلكه قابل مقام شفاعت كبرى بودند قبول نكردند و آن حضرت تجديد بيعت با ايشان نكرد ، معلوم مىشود كه عقد لازم است ، فسخ از يك طرف نمىشود ، بلكه بايد تقابل باشد ( 3 ) و
شرح
( 1 ) يعنى حقّ وفاء به بيعت كردن شما به من كه اين حقّ چيزى است كه به ذمّه شما آمده كه بايد به او ( آن خ ل ) وفا كنيد ، من اين حقّ را از ذمّه شما برداشتم يعنى إسقاط كردم اين حقّ را و مآلش به اينست كه فسخ اين مبايعه را نمودم تا حقّ لزوم وفا به آن از ذمّه تمام ساقط شود . شرح
( 2 ) و اسقاط آن حضرت حقّ بيعت ظاهرى را كه با آن حضرت بسته بودند منافات ندارد كه حقّ واجبى امامت بر ذمّه آن جماعت باقى بوده باشد و حال آن روندگان تباه روزگار ، از حديثى كه از جناب سكينه عليها السلام دختر امام عليه السلام در شب عاشورا روايت شده معلوم است چنانچه در كتب مقاتل است . شرح
( 3 ) يعنى با يكديگر اقاله نمايند كه هر دو طرف راضى شوند و فسخ كند و اگر يك طرف راضى شد و طرف ديگر راضى نشد فسخ حاصل نخواهد شد . شرح