تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
مىكردند ، تا اين كه جوانى آمد و مأمون نيز او را امر كرد كه به آن قسم بيعت كند . آن جوان شروع كرد به قسمى كه قاعدهء عقد بيعت بود ، بيعت كردن . مأمون او را برمىگردانيد و او مأمون را ، تا اين كه مأمون ملعون به حضرت امام رضا عليه السّلام عرض كرد ، حضرت آن جوان را تصديق كرد پس مأمون ملعون بسيار منفعل شد كه الحال مردم مىگويند : شخصى كه طريقهء بيعت گرفتن را كه ابتداء خلافت است نداند ، چگونه قابل خلافت بود ؟ ! و اين امر يك سبب كينه آن ملعون با امام رضا عليه السّلام شد . و لكن از كتاب ارشاد شيخ مفيد ( ره ) نقل شد كه در حديث بيعت مردم با حضرت امام رضا عليه السّلام ، آن حضرت دست خود را بلند كرد تا مقابل روى انور خود و باطن او [ دست ] را مقابل روىهاى بيعت كنندگان گردانيد ، پس مأمون عرض كرد كه دست خود را پهن كن ( 1 ) از براى بيت . آن حضرت فرمود : به درستى كه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله چنين بيعت گرفت . پس مردم نيز با امام رضا عليه السلام چنين بيعت كردند در حالتى كه دست آن
شرح
مأمون فرق را نمىدانست و مىگفت كه چه تفاوت دارد ، حضرت فرق عقد و فسخ ( تعدد فسخ خ ل ) را بيان نمود مأمون خجل شد و بيعت مردم با مأمون اگر در اوّل خلافت مأمون بوده است آن وقت حضرت رضا عليه السلام حاضر نبود و اگر از براى خلافت آن حضرت بود مردم با حضرت بيعت مىكردند نه با مأمون براى تفصيل در نظر ندارم و فرصت مراجعه ندارم و الله أعلم . شرح ( 1 ) يعنى واكن دست خود را كه باطن آن بسوى آسمان واشود يا به احد طرفين . و مقتضاى آن اينست كه در وقت بيعت كه مردم دست خود را به دست حضرت مىرسانيدند ، دستهاى مردم بالاى دست حضرت مىشد يا مقابل وى چنانچه مصنّف اشاره كرده است . شرح