تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
چهاردهم از ايقاعات : عهد است . و آن در لغت به معنى امان و وصيّت و يمين و حفاظ و رعايت حرمت و عقد و غير اينها آمده است . و لكن متبادر از وى ( عهد ) در عرف ، عقد قلب است از شخصى نسبت به شخصى بر امرى از امور . و الف لام عهد نيز از اين جهت است كه مرجع وى [ آن ] معتقد متكلَّم و مخاطب ( 1 ) هر دو است و مرجع همگى معانى مزبوره نيز ، بر اين است . پس معنى عهد با خدا اين است كه با عزم صحيح بدون تزلزل قصد إتيان امرى شود ، از براى خداوند . و خلاف است كه آيا مثل نذر است ، يا مثل يمين ؟ اظهر ثانى است ( 2 ) پس رجحان و نيّت قربت در وى [ عهد ] شرط نيست ( 3 ) هم چنان كه در يمين شرط نبود ( 4 ) و صيغهء وى [ آن ] نيز بر دو قسم است : اوّل : منجّز مثل « عاهدت الله على أن اتصدّق دينارا ( 5 ) في سبيل الله » . يعنى : عهد كردم با خداوند بر اين كه تصدّق كنم يك باجاوقلو [ دينار ] در راه خدا .
شرح
( 1 ) لزوم قيد هر دو ندارد زيرا كه مىشود كه معتقد يكى باشد ، پس جايز است كه شيء معهود باشد در ذهن متكلَّم يا مخاطب يا هر دو و الف و لام عهد هم بدين قرار سه قسم متصوّر مىشود . شرح ( 2 ) اظهر اوّل است . شرح ( 3 ) بنا بر اظهر شرط است . شرح ( 4 ) هم چنان كه در نذر شرط بود بايد اينجا هم باشد . شرح ( 5 ) بايد گفته شود : على أن أتصدّق بدينار و همچنين در فقرات آينده . شرح
صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 371 | ملا علي القزويني الزنجاني / محمد على قراچه داغى تبريزى