دزدى نكردهام ، منعقد نيست زيرا كه مراد از انعقاد در اينجا آن است كه اگر خلاف آن را بكند ، كفّاره دهد . و معلوم است كه اين در ماضى محال است ، بلى آن قسم از قسم ، دعوى را ساقط مىكند و كفّاره نيز ندارد خواه صدق و كذب ( 1 ) . سيزدهم از ايقاعات : نذر است .
و آن لغة به معنى ترسانيدن ( 2 ) و در شرع التزام بالغ عاقل مسلم مختار قاصد است به فعلى يا تركى با صيغه مخصوصه .
و محل وى [ نذر ] فعل و تركى است كه راجح باشد ( 3 ) پس بر فعل و ترك مباح ، نذر منعقد نمىشود و آن بر دو قسم است :
اوّل : مطلق ، يعنى بدون شرط و جزاء و آن را نذر تبرّعى نيز مىگويند و در صحّت وى خلاف است ( 4 ) اظهر و اشهر صحّت است . و صيغهء وى
شرح
دارم و در پيش او هستم و أمير مىداند و قسم دروغ مىخورد فتأمّل . شرح
( 1 ) در صورت صدق يمين ، حلف و در صورت كذب يمين ، غموس مىگويند . شرح
( 2 ) قوله و آن در لغت به معنى ترسانيدن است آه ، و اين معنى ترساندن كه مصنّف براى نذر در لغت قرار داده درست نيست اين معنى انذار است نه نذر بلكه نذر ، چنانچه در لغت بيان كردهاند به معنى وعد است به خير يا شرّ قالوا النذر لغة بمعنى الوعد بخير او بشرّ و شرعا التزام چيزى است بر ذمّه با عقد معهود به قرار مزبور .
شرح
( 3 ) و أظهر اين است كه در مباح راجح در دين و دنيا منعقد مىشود ، چنانچه در لمعه اختيار نموده بخلاف مباح متساوى . شرح
( 4 ) قوله و در صحّت وى خلاف است آه ، و بعضى خلاف كرده و گفته كه عرب نمىشناسد از نذر مگر نذر مشروط را . شرح