نشود ، واجب نمىشود پس اگر عبايى را نذر كرد كه به شخصى بدهد اگر مريضش شفا يابد ، پس مادامى كه شفا نيافته ، مىتواند به پوشد ( 1 ) و در اين صيغه فعل ماضى مثل « نذرت للَّه » و يا مستقبل مثل « أنذر للَّه » جايز نيست و احوط اقتصار بر عربى است و اگر قادر نباشد ، توكيل جايز نيست به جهت اين كه از جمله أقسام يمين است و در يمين توكيل نيست بلكه به هر زبانى كه مىتواند بگويد . و نذر قلبى واجب الوفاء نيست ، مگر در نزد شيخ طوسى عليه الرّحمة و آن ضعيف است .
شرح
يك ماه روزه مثلا از جهت شكر و اگر مقصود زجر نفس بوده باشد ، بايد شرط معصيت بوده باشد و مرجوح باشد مثل اين كه بگويد اگر شرب خمر كردم پس بر ذمّه من باشد يك ماه روزه از جهت زجر نفس . و در صورت اوّل قصد زجر و در صورت ثانى قصد شكر كردن موجب بطلان نذر است و در صورت شرط كه مىگويد مثلا اگر فلان عمل خير را موفّق شوم ، يا اين كه اگر خداوند مرا پسر كرامت فرمايد اين عبا را به فقرا مىدهم در صورتى كه شرط حاصل شد بايد فورا عبا را بدهد اگر مطلق نذر كرده ، يا عبا را در توى زمان معيّن بايد بدهد اگر نذر مقيّد كرده و اگر نداد و تأخير انداخت فاسق مىشود و اگر عبا را در اين صورت تلف كرد عمدا و نداد به فقير كفّاره خلف نذر را بايد بدهد و عبا را ضامن نيست ، زيرا كه نذر او همين فعل او است دخل به انتقال عبا بر فقير ندارد . و مادامى كه شرط به عمل نيامده عبا را هم مىپوشد و اگر نذر نمايد كه اگر فلان چيز را فلان كردم مثلا اين عباى من مال فقير است يا مال فقير باشد ، در اين صورت آيا به مجرّد حصول شرط آن عبا مال فقير مىشود يا اين كه عبا خود به خود مال فقير نمىشود تكليف به عهدهء ناذر است بايد بدهد و اگر نداد كفّاره مىدهد و عبا در ماليّت خودش باقى است ، أظهر ثاني و أحوط أوّل است . شرح
( 1 ) در اين كلام اجمال است تفصيل آن در حاشيه ظاهر مىشود . شرح