پس اگر قسم ياد كند كه نماز ، يا روزه ، يا قرآن و يا زيارت مؤمنى و يا دعاء مخصوصى و مانند اينها از اعمال راجحه را نكند و يا اين كه حكومت باطله و زدن آدمى را به ناحقّ و دزدى مال محترمى و مانند اينها را بكند ، منعقد نمىشود .
و بايد بر استقبال باشد پس قسم ( 1 ) بر ماضى مثل اين كه بگويد : و الله
شرح
( 1 ) بدان كه قسم بر چند قسم است يكى : قسم مناشده مثل اين كه تو را به حق خدا كه فلان كار را بكن ، يا اين كه خداوندا تو را قسم مىدهم به حقّ پيغمبر ( ص ) كه گناهان مرا بيامرز . دويّم : يمين لغو است كه در ميان كلام ، لا و الله و بلى و الله بگويد در مقام بيان مطلبى ، يا سهوا و غفلتا قسمى بر زبان جارى بكند قال تعالى * ( لا يُؤاخِذُكُمُ الله بِاللَّغْوِ فِي أَيْمانِكُمْ ) * سوره بقره آيه 225 . سيّم : قسم غموس است كه از دروغ در خصوص نفى مطلب حقّى كه واقع است عمدا قسم بخورد و با آن حقّ غير را ضايع بكند و اين در شدت حرمت است كه صاحب خود را مغموس در آتش جهنم يا مغموس در گناه مىنمايد « و هذه هي الَّتي تذر الديار بلاقع » [ متن حديث از امام صادق ( ع ) است كه در كتب حديث مانند وسائل الشيعه جلد 16 صفحه 147 وارد شده است . مصحّح ] و خانه ها را ويران نمايد . چهارم : يمين حلف كه به حقّ قسم بخورد در مقام ردّ دعواى شخصى و مسقط دعاوى است . پنجم : يمين انعقاد كه به جهت فعل يا ترك چيزى در زمان مستقبل عقد بكند ، مثل اين كه بگويد و الله كه فلان چيز را فردا من كنم و همين قسم محلّ تأمّل است و اين با شرط و بدون شرط هر دو واقع مىشود و متعلَّق آن بايد مرجوح نباشد به قرارى كه مصنّف بيان فرمودهاند و معنى قول شاعر كه گفته استالا حجبت ليلى و آلى أميرها
يمينا غموسا جاحدا لا أزورهابنا بر تطبيق معنى اصطلاحى بايد اين طور بوده باشد كه امير ليلى قسم دروغ عمدى خورد كه من ليلى را جهت اين محبوبيت كه دارد در ازمنه ماضيه إلى حال زيارت او را نكردهام و حال آن كه من با اين حالت محبوبيّت او هميشه زيارت او را