دوازدهم از ايقاعات : قسم است
.
و شرط است در محلوف عليه كه مرجوح دنيوى و يا اخروى نباشد . و صيغهء وى [ آن ] « و الله » به كسر هاء يا « با لله » يا « تا لله » و يا « اقسم با لله » و يا « أحلف با لله » لأفعلنّ كذا ، يا لأتركنّ كذا است .
يعنى : قسم به خدا كه هر آينه مىكنم فلان كار را و يا ترك مىكنم فلان كار را .
و صفات خاصّهء خداوند ( 1 ) مثل رحمن و خالق كلّ شىء و مانند اينها نيز ، چنين است . و با سواى اينها منعقد نمىشود بر مرجوح ( 2 ) .
شرح
( 1 ) بدان كه قسم ياد كردن صحيح نمىشود مگر به اسم خداوند كه دلالت بر ذات او بكند و مراد از اسم در اين جا أعمّ است از اين كه لفظى باشد كه دلالت كند بر ذات بارى تعالى بواسطه افادهء معنى مخصوص بر او بدون حصول اسميّت مثل و الَّذي فلق الحبّة و برأ النسمة و يا با ملاحظهء اسميّت و اين هم يا از جهت علميّت است مثل لفظ الله كه لفظ جلاله است ، يا بدون علميّت بلكه از جهت اين كه وصفى است از اوصاف او و وصف هم يا از جمله صفات مختصّه است مثل لفظ رحمان يا از جمله صفات غير مختصّه كه در غير او هم استعمال مىشود ، يا حقيقة و يا مجازا و لكن غلبه دارد از حيثيّت استعمال در خداوند مثل خالق و رازق و محى و مميت و نحو ذلك . و أمّا اسماء مشتركه ما بين خدا و غير او بدون حصول غلبه مثل موجود و عالم و قادر و نحو آنها ، پس به آنها قسم درست نيست اگر چه خداوند عالم هم قصد كرده شود زيرا كه احترام آنها از جهت اشتراك برداشته شده و خالق كلّ شىء و رازق كلّ شىء مثلا با اضافه كلّ شيء جايز است كه ملحق به مثل و الَّذي فلق الحبّة بشود يا ملحق بنحو الرّحمن شده باشد ، فتأمّل . شرح
( 2 ) و منعقد مىشود بر راجح و مباح متساوى . شرح