در آخر هر ماه يك دينار را . پس در وقتى كه ردّ كردى اين مبلغ را تا به آخر سال ، تو آزادى .
پس مملوك بگويد : قبلت الكتابة هكذا » .
يعنى : قبول كردم واگذاشتن تو مرا به خودم در اين مدّت ، به اين قسمى كه مذكور شد .
و چون اظهر اين است كه كتابت عقد مستقلّ است ، نه بيع است و نه عتق ، هم چنان كه به هر يك قائلى از فقهاء اماميّه هست ( 1 ) لهذا ترجمهء وى [ آن ] ممكن نيست سواى واگذاشتن به خود . و لكن بايد قصد كند در واگذاشتن كه واگذاشتنى است كه در شرع ، از براى كتابت مقرّر شده .
و صيغهء ثانى اين است كه مىافزايد بر آن صيغه : « فان عجزت فأنت ردّ ( 2 ) في الرّق » را .
يعنى : اگر عاجز شدى ، ردّ خواهى شد در مملوكيّت خالصه .
شرح
واگذار نمودن بگويد قرارداد كردم با تو در تخليهء تو تا يك سال به اين قرار آه . و واگذار نمودن از لوازم اين قرارداد است و اين مكاتبه به منزلهء فروختن عبدى است بر خود كه تارة او را مشترى و تارة مبيع قرار مىدهد و اين از قاعدهء بيع مستثنى است و عنوان مخصوص على حده است كه بخصوصه قرار داده شده اگر چه از جهت قاعده عامّه درست نبود . شرح
( 1 ) لا يخفى كه بيع در اين باب أقرب از عتق است جهت عوض معهود كه قرار داده شده است فتأمّل . شرح
( 2 ) ردّ در اين جا مصدر به معنى مفعول است يعنى مردود و رقّ در اين جا بايد مصدر اعتبار كرده شود نه صفت مشبّهه . شرح