تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
معنى اوّل در لغت جمع شدن است ( 1 ) اگر چه در يك مكان باشد و معنى ثانى ، گام زدن و لگد زدن است . يا اين كه فرج نيز در لغت ، مطلق گشادگى است پس اگر مناط لغت است ، آن نيز صريح نيست و اگر عرف است ، اين دو تا نيز صريح است . و قسم به هر اسم از اسماء الله باشد ( 2 ) و مدّت هر قدر باشد ( 3 ) و يا مطلق باشد نيز ، حكم همين است و توكيل در اينجا جايز نيست ، زيرا كه در قسم توكيل نيست و عربى در اينجا و در ظهار ، ضرور [ ى ] نيست . ( 4 ) و همين كه صيغه تمام شد ، وطى حرام مىشود با وجود اين كه شرط انعقاد قسم آن است كه مرجوح نباشد . و در اينجا حرام است ترك وطى زن دائمهء مطيعه ، بيشتر از چهار ماه . و دائما وطى وى مستحبّ و ثواب عظيم دارد كه هر وقت غسل جنابت مىكند ، گناهان ايشان يكسر ريخته مىشود مثل برگ از درخت در وقت خزان و لكن ايلاء بخصوصه از اين حكم خارج شده و
شرح
( 1 ) بدان كه فرج در لغت اگر چه به اين معنا است و لكن با انضمام قرينه غيبوبة حشفه صريح مىشود در معنى مقصود بخلاف لا جامعتك و لا وطئتك فتأمّل . شرح ( 2 ) مراد از اسماء الله تعالى أعمّ است از اين كه مطلق اسم دالّ بر ذات بوده باشد مثل و الَّذى خلق الجنّة و برأ النسمة ، يا اسم موضوع به عنوان اسميّت مثل لفظ يا الله يا بعنوان وصفيّت خواه با اختصاص مثل لفظ رحمن يا بدون اختصاص لكن با غلبه مثل خالق و رازق و امّا اسماء مشتركه كه غلبهء اسميّه خداوند ندارند ، مثل موجود و عالم و نحو ذلك . پس اين قسم خارج است فتأمّل . شرح ( 3 ) به شرطى كه كمتر از چهار ماه نباشد حين تعيين ( عبد الرحيم ) . شرح ( 4 ) اين حكم على الأظهر عامّ است بجميع عقود و ايقاعات چنانچه سابقا اشاره شده است ، مگر نكاح و طلاق آن هم من باب الاحتياط في أمر الفروج لا من جهة الدليل الخاصّ بهما فتأمّل . شرح
صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 355 | ملا علي القزويني الزنجاني / محمد على قراچه داغى تبريزى