محسن است يعنى احسانى بر زوجه نموده است . و از اين كلام ظاهر مىشود ( 1 ) كه در وطى دبر نه زوجه حقّى دارد بر زوج و نه زوج بر زوجه .
پس اگر زوج خواهش كند و زوجه اطاعت نكند ، ناشزه نمىشود . و مؤيّد اين معنى است كه علماء خلاف كردهاند كه آيا وطى دبر زن ، حرام است يا مكروه ؟ زيرا كه بنا بر قول به حرمت كه بىشبهه ناشزه نمىشود و بنا بر قول به كراهت نيز انصراف اطلاقات ، وجوب اطاعت زوجه بر زوج به اين امر قبيح مشكل است . پس احوط ترك است و رسول خدا صلَّى الله عليه و آله نيز ، منع بليغ و اكيد فرموده و همهء سنّيان يا اكثر ايشان ، به جهت همان اخبار ، حرام مىدانند .
چهارم : مدّت است و آن چهار ماه است خواه اسم ببرد و خواه كارى بگويد كه در چهار ماه يا بيشتر به عمل مىآيد ، مثل اين كه قسم ياد كند بر ترك جماع وى ، از ابتداء رفتن زيد به مكَّه تا مراجعت وى . پس اگر بر ترك جماع در كمتر از چهار ماه قسم ياد نمايد ، ايلاء نيست بلكه حكم قسم را دارد كه خواهد آمد در باب قسم . و صيغهء وى [ آن ] بسيار است امّا علماء ، صيغهء صريحه وى [ آن ] را چنين فرمودهاند كه شوهر گويد :
« و الله لا اغيّب حشفتى فى فرجك إلى اربعة اشهر » .
يعنى : قسم به خدا غايب نمىكنم حشفه خود را در فرج تو تا چهار ماه .
و امّا جماع و وطى ، پس فرمودهاند كه صريح نيستند . به جهت اين كه
شرح
( 1 ) ظاهر از كلام مزبور اين است كه اين حلف زوج فعل خوبى است و اين كه اين ترك وطى در اين جا رجحان دارد از جهت حرمت وطى يا كراهت آن و اين مطلب غير از آن است كه مصنّف ذكر فرموده است . شرح