تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
و « جدّتى و أختي و عمّتى » و مانند اينها نيز چنين است هم چنان كه گذشت . و صيغهء معلَّق وى [ آن ] اين است كه بگويد : « أنت عليّ كظهر امّى ان دخلت دار زيد » . يعنى : تو بر من مثل پشت مادر منى اگر داخل شوى در خانهء زيد . و زنان مذكوره كه جدّه و غير او است نيز ، چنين است و ظهار در معلَّق بعد از تحقّق شرط ، متحقّق مىشود نه در حين صيغه و در منجّز در حين صيغه . و همين كه ظهار متحقق شد ، جميع استمتاعات زوجيّه از آن زن بر اين مرد حرام مىشود ، تا كفّاره بدهد . و كفّاره دادن نيز واجب نيست مگر ارادهء وطى كند . ( 1 ) پس اوّل بايد كفّاره بدهد و بعد از آن وطى كند . و كفّاره وى [ آن ] عتق رقبه است . و اگر قدرت نداشته باشد ، دو ماه متوالى روزه است و اگر قدرت بر اين نيز نداشته باشد ، اطعام شصت مسكين است و اگر مظاهر كفّاره ندهد و رجوع نكند ، پس اگر زنش صبر كرد اجبارش جايز نيست و اگر صبر نكرد ( 2 ) ، بايد به مجتهد جامع الشّرائط عرض حال خود نمايد و او
شرح
( 1 ) يا ارادهء ساير استمتاعات بكند على وجه و قيد وطى راست نمىآيد ، يا اين كه مصنّف ظهار رتقاء و قرناء و صغيره را جايز دانست يا ظهار خصىّ و مجبوب را جايز دانست فتأمّل . شرح ( 2 ) و اين مقدمه در آن صورتى است كه زوجه تسلَّط بر مرد داشته باشد ، مثل اين كه چهار ماه از زمان وطى او گذشته باشد تا مستحقّ مطالبه حقّ وطى بشود از زوج خود . و بعضى گفته كه اين مطالبه در هر وقت مىشود و اين مطالبه از براى رفع حكم ظهار است نه از براى وطى كه آن حقّ على حده است ، پس هر وقت كه زوجه به مقام مطالبه رفع حكم ظهار آمد حاكم سه ماه از آن وقت مهلت مىدهد جهت تكفير