آن اشخاصى كه از آن اماكن منتفع مىشوند .
و بايد واقف خود را از موقوف عليهم بالمرّة ، خارج نمايد ( 1 ) اگر وقف بر خود و بر فقراء نمايد و يا شرط كند كه مؤنهء خود را هر سال از منافع او [ آن ] بردارد و يا از منافع او [ آن ] ردّ مظالم و يا استيجار حج و نماز و روزه از براى او بكنند ، وقف يك جا باطل مىشود . و امّا اگر وقف بر طايفه نمايد كه خود از آنها باشد و اسم خود را نبرد ، او نيز يكى از موقوف عليهم مىشود .
مثل اين كه سيّدى وقف ملكى بر سادات و يا فقيرى بر فقراء و يا عالمى بر علماء نمايد ، خود نيز يكى از موقوف عليهم مىشود . و وقف ، صحيح است . و اين وقف بر دو قسم است ( 2 ) .
شرح
وقتى روضه مطهّره خراب شد او را تعمير كنند و منفعت اين هم نيز به مطلق اهل اسلام راجع مىشود . بلى بعضى چيزها مثل پول نذر اگر چه داخل ما نحن فيه نيست ، مىشود كه مقصود از آن انتفاع خدّام بشود و لكن نسبت به موقوفات مطلقه ظاهر اينست كه مطلقا نظر آنها مصالح مطلق روضه مطهّره است كه به عموم اصل اسلام راجع مىشود إلَّا ما شذّ و ندر . پس نسبت عموم انتفاع از آن موقوفات مطلقا به خدّام وجهى ندارد فتأمّل . شرح
( 1 ) زيرا كه وقف از براى او از خود جايز نيست . شرح
( 2 ) يعنى وقف بر طايفه هر دو قسم است و اگر وقف بر سادات بكنند ، يك ناحيه ( جهت خ ل ) مخصوصه بكنند باز وقف و خاص خواهد بود و اگر وقف بر اولاد اشخاص متعدّده بكند كه غير محصور باشند ، باز وقف عام خواهد بود و در خصوص ثواب وقف اگر نيّت شخص مخصوص را بكند خواه خود و خواه پدر و مادر و خواه غير آنها معيّن خواهد شد و اگر مطلق گذاشت به خودش راجع خواهد شد . و در متولَّى و ناظر كه مصنّف عدالت را شرط كرد ممكن است كه متولَّى اوّل و ناظر اوّل كه خود واقف تعيين كرده ، فاسق امين در مقام عمل بوده باشد و وقف