تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
حبس كردن عين است بر مصرفى ( 1 ) از مصارف و مباح كردن منفعت او است بر همان مصرف .
و وقف سه ركن دارد : ( 2 ) اوّل - واقف . و شرط است در وى كه عاقل و بالغ و رشيد باشد اگر چه كافر باشد . ( 3 ) دوم - موقوف . و شرط است در وى [ آن ] كه عينى باشد كه قابل ماندن باشد ( 4 ) و منفعتى كه معتنى بها عقلا باشد ، داشته باشد كه در مصرف وقف صرف شود . پس وقف منافع و أعراض و أعيانى ( 5 ) كه قابل بقاء نيستند ، مثل مأكولات و مشروبات و مانند اينها و يا منفعت معتنى بها ( 6 ) نداشته باشد مثل
شرح
را نگاه داشتم و معنى شرعى مأخوذ از متعدّى است نه لازم . شرح ( 1 ) بر مصرفى درست نيست بايد براى مصرفى گفته شود . شرح ( 2 ) قوله : و وقف سه ركن دارد آه ، در بعضى جاها مصنّف صيغه را هم از اركان ذكر مىكند اگر چه درست نيست و بر تقدير ذكر او از اركان ، بايست اينجا هم ذكر مىشد . ترك را وجهى ندارد . شرح ( 3 ) قوله : اگر چه كافر باشد آه ، در اين اشكال است بنا بر اين كه در وقف نيّت قربت شرط بوده باشد و نيّت قربت را از كافر صحيح ندانيم ، يا مطلقا يا بعضى از اقسام آن كما قرّر في محلَّه . شرح ( 4 ) مراد ماندن به قدر استعداد خودش است كه مدّتى بماند نه دائما . شرح ( 5 ) يعنى استيفاء منفعت نه مطلقا . شرح ( 6 ) يعنى با وجود ماندن نه مطلقا و منفعت غير معتنى بهاى پول با وجود ماندن آن مثل تماشاى پول ، يا استلذاذ از صداى آن يا تزيّن به زينت آن كه اينها غير معتنى بها هستند . شرح