در تذكره فرموده كه اين قيد از براى تتميم حدّ است يعنى بيان واقع است نه احتراز . زيرا كه جميع عقود و ايقاعات معلَّقه ، باطل هستند مگر نادرى مثل جعاله ( 1 ) و وصيّت ( 2 ) و بدون عوض احتراز است از بيع و مانند آن كه بىعوض باطل هستند . و بدون نيّت قربت ، احتراز است از صدقات كه بىنيّت قربت باطل هستند . و چون كه اجماعى است كه هبه با نيّت قربت صحيح ، بلكه به مجرّد اتمام صيغه و قبض عين موهوبه لازم نيز هست ( 3 ) ، پس احتراز از اشتراط است ( 4 ) نه از جواز ( 5 ) ، و اين قرينه مىشود كه عوض
شرح
الحسين عليه الصلاة و السلام في هذه السنة چنانچه صحيح است اگر بگويد وهبتك هذه به شرط أن تزور الحسين عليه السلام في هذه السنة . و اگر مقصودش تعليق به انشاء هبه باشد به آن شرط ، يا مشتبه الحال باشد باطل است چنانچه اگر شرط با لفظ آن را مقدّما ذكر بكند مطلقا باطل است مثل اين كه بگويد إن زرت الحسين عليه السلام في هذه السنة وهبتك هذه الدار . و اينها كلا در شرطى است كه عوض تواند بشود چنانچه گذشت نه مثل ان قدم زيد من السفر أو ان طلع الشمس اليوم أو غدا و هنوز زيد از سفر نيامده و آفتاب در اين روز طلوع نكرده . شرح
( 1 ) و كلام در جعاله گذشت كه در آنجا هم تعليق ندارد . شرح
( 2 ) و در وصيّت هم تعليق ندارد نظر به انشاء بلكه إنشاء بالفعلى حاصل مىشود بلفظ أوصيت يا وصيّت و لكن متعلَّق وصيّت را وقت متأخّر قرار داده شده و اين نظير وكالت مقيّد است كه حالا وكيل بكند كه فلان چيز را بفروشد بعد از يك ماه مثلا فتأمّل . شرح
( 3 ) يعنى در صورت نيّت قربت كه اين بمنزله هبه به شرط عوض خواهد شد كه بمجرّد جريان صيغه عوضاش هم عايد مىشود على ظاهر القواعد الشرعيّه . شرح
( 4 ) يعنى از اشتراط نيّت قربت ، يعنى نيّت قربت شرط نيست نه اين كه بدون نيّت قربت هم صحيح نباشد . شرح
( 5 ) يعنى جواز نيّت قربت . شرح