تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
امانت مىگويند . بلكه لقطه را نيز امانت مىگويند .
و در اينجا چون تمليك چيزى نيست ، گويا از اين جهت مشهور اكتفا كرده‌اند به ايجاب لفظى و قبول فعلى ، اگر چه احوط در قبول نيز لفظى است ( 1 ) . پس مودع يعنى امانت دهنده بگويد : « أودعتك هذا المال » . يعنى : امانت دادم به تو اين مال را كه محافظت نمائى . پس مستودع بگويد : « قبلت الايداع » . يعنى : قبول كردم امانت دادن تو به من اين مال را از براى محافظت كردن وى . و قبول فعلى كه در اينجا كافى است مثل اين است كه بعد از ايجاب مودع ، مستودع قبض آن مال نمايد ، و همين قبض وى به منزلهء قبول است . و لفظ خاصّى در ايجاب عقود جايزه لازم نيست بلكه هر لفظى كه دلالت بر مدّعى نمايد كافى است اگر چه مجاز باشد . پس بنا بر اين
شرح
( 1 ) لا يخفى كه اين تفريع وجهى ندارد از جهت اين كه اكتفاء به قبول فعلى متفرّع بر عدم تمليك نيست ، بلكه علماء قبول فعلى را در هبه و هديه و غير ذلك كه مشتمل بر تمليك است هم جايز و جارى دانسته‌اند بلكه معاطات را در أكثر عقود مملِّكه و غير مملِّكه هم جارى دانسته‌اند على الخلاف . و بدان كه أودعته من باب الإفعال متعدّى به دو مفعول است يقال : أودعته هذا المال اى تركته عنده ليحفظه : و الاستيداع تارة به اين معنى مستعمل است كه استفعال از براى تعديه مىشود مثل استودعته هذا المال . و تارة بمعنى قبول وديعه كردن مىآيد و ودعى كه آن كس را مىگويند كه وديعه نزد او گذاشته شده و از اين جهت نسبت او به وديعه داده شده ، گاهى مودع بفتح دال از باب افعال و گاهى مستودع بفتح دال نيز از باب استفعال و گاهى مستودع بكسر دال از باب استفعال مىگويند . پس در جاى صيغهء مذكوره در متن « استودعتك هذا المال و قبلت الاستيداع » هم مىتوان گفت . شرح