تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
* ( خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ ) * « 1 » : و ذلك ان المسلمين كانوا ينكحون في اهل الكتاب من اليهود و النصارى و ينكحونهم حتى نزلت هذه الآية نهيا ان ينكح المسلم من المشرك او ينكحونه . و متعدّى به فى نيز ، در همين حديث شده . پس اگر بنا بر احتياط باشد ، او [ آن ] را نيز بايد مراعات كرد . و در قواعد علَّامه نيز ، متعدّى به فى استعمال شده . و در وسايل نيز باب « انّه لا يجوز ان ينكح ابو المرتضع فى اولاد صاحب اللَّبن » فرموده . و لكن ممكن است كه فى از براى تعديه نباشد ، بلكه از براى ظرفيّه باشد ، يعنى : نكاح نكند در ميان اولاد صاحب لبن يكى از آنها را . و لكن در حديث چون كه « ينكحونهم » بعد از آن فرموده ، پس احتمال ظرفيّه ضعيف است . و امّا تعديه به لام ، پس تا به حال نديده‌ايم .
شرح
باشد . يعنى زن بگيرد مسلم از مشرك و مراد از مشرك در اينجا جنس مىشود كه بر زن هم صدق كند يا اين كه لام موصول اعتبار كرده مىشود و لفظ أو ينكحونه با صيغه مزيد خوانده شود و ضمير فاعل به مسلم برگردد به اعتبار جنس تا جمعيت صحيح باشد يعنى مسلمين زن بدهند به مشرك . و در ينكحونهم و ينكحونه كه مزيد خوانده مىشود مفعول دويّم محذوف است كه زن بوده باشد و در ينكحون كه مجرّد است مفعولش محذوف است كه زن باشد و در أن ينكح المسلم من المشرك نيز محذوف است و من تبيينيّة است يا اين كه من تبعيضيّه است نه از براى تعديه يا زياده . و در قواعد و وسائل يا غير اينها كه لفظ فى مذكور است كلا معنى ظرفيه ملحوظ است نه تعديه فتأمّل . شرح« 1 » سورهء بقره آيهء 221 .