تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
و متشابه از تفسير نعمانى از حضرت امير المؤمنين صلوات الله عليه و آله ، كه آن بزرگوار فرمود در تفسير آيهء * ( وَلا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكاتِ ( 1 ) حَتَّى يُؤْمِنَّ وَلأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ
شرح
« الضّرورات تبيح المحظورات » اين كه مسلم از اهل كتاب را از براى خود تزويج بكند با نكاح دائمى ابتداء و امّا نكاح مطلقا يا نكاح دائمى استدامة پس صحيح است و حاجت به فرض ضرورت نيست و لكن تجويز ضرورت بمجرّده نكاح كتابيّه را ابتداء بعد از بناء بر عدم صحت آن شرعا اشكال دارد فتأمّل . شرح ( 1 ) اين از مجرّد است يعنى عقد و تزويج نكنيد زنهاى مشركه را بعضى آنها را به زنى خود قبول نكنيد و قوله عليه السلام كانوا ينكحون في اهل الكتاب آه : اگر چه ممكن است ينكحون في اهل الكتاب با صيغه مزيد خوانده شود و لكن ظاهر اينست كه مجرّد خوانده شود و في از براى تعديه نيست بلكه ظرفيت است اگر چه مصنّف او را ضعيف ( تضعيف نموده خ ل ) شمرده و ذكر ينكحونهم بعد از آن منافات ندارد با آن گويا به نظرش آمده كه معنى ينكحونهم با صيغه مجرّد اينست كه يهود و نصارى از آنها بگيرند به زنى و عكس آن كه كلام مقدّم است اينست كه آنها يعنى مسلمون از يهود و نصارى بگيرند پس يهود و نصارى مفعول ينكحون مىشود يعنى يهود و نصارى بيان اهل كتاب باشد و في اهل الكتاب مفعول بوده باشد و اين ضعيف است زيرا كه معنى مذكور فهميده مىشود اگر چه فى را ظرف بگيريم جهت اين كه مقصود اين مىشود كه مسلمين در جمله اهل كتاب كه يهود و نصارى بوده باشند مىگرفتند يكى از آنها را و آنها هم مىگرفتند از مسلمين و مقابلت هم حاصل است : بارى در حديث احتمالات مختلفه از بابت حركات ألفاظ و إعراب و تركيب دارد و لكن أظهر اينست كه فعل در كانوا ينكحون مجرّد باشد و في أهل الكتاب با معنى ظرفيه اعتبار كرده شود و من اليهود و النصارى بيان أهل كتاب باشد و ذكر مجوس نشده از براى اين كه حقيقة آنها داخل أهل كتاب نيستند ، يا اين كه معهود نبود گرفتن مسلمين از آنها ، يا اين كه در آن سمتها هيچ مجوس موجود نبود و ينكحونهم با صيغه مزيد خوانده يعنى مسلمين به آنها زن مىدادند اي ينكحونهم نسائهم و لفظ أن ينكح المسلم المشرك مجرّد