پس اين شهرتى كه در صيغهء نكاح شده ، مصداق « ربّ مشهور لا اصل له » ( 1 ) است . و چون كه در اخبار و كلمات اهل لسان ، گاهى هر دو مفعول نكاح ، ضمير واقع شده و گاهى يكى از آنها ، لهذا احتياطا اين اقسام را نيز مراعات فرمودهاند . پس وكيل زوجه بگويد : « أنكحتها إيّاه على الصّداق المعلوم » .
يعنى : به زنى دائمى دادم آن زن را كه موكَّله من است ، به آن مرد كه موكَّل تو است ، بر صداق معلوم .
پس وكيل زوج گويد : « قبلت النّكاح له على الصّداق المعلوم » .
يعنى : قبول كردم به زنى دائمى آن زن را كه موكَّله تو است ، از براى آن مرد كه موكَّل من است ، بر صداق معلوم .
پس وكيل زوجه بگويد : « أنكحته إيّاها على الصّداق المعلوم » .
يعنى : به زنى دائمى دادم به آن مرد كه موكَّل تو است ، آن زن را كه موكَّلهء من است ، بر صداق معلوم .
پس وكيل زوج گويد : « قبلت النّكاح له على الصّداق المعلوم » .
شرح
( 1 ) قوله ربّ مشهور لا أصل له آه : و گاهى گفته مىشود ربّ شهرة لا أصل لها و مراد اينست كه مشهور در اغلب بىاصل مىشود يعنى بعينه به قرار مشهور نمىشود ، بلكه تغيير و تبديلى لا محالة در او مىشود تا نباشد چيزكى مردم نگويند چيزها اين هم اغلبى است نه دائمى و كلَّى پس مشهور غالبا لا محالة اصل فى الجمله دارد . بلكه صاحب مدارك فرموده : كه هر مشهورى را كه تتبّع كرديم ديديم اصل مبتنى و دليل معتبرى دارد و خود مصنّف سابقا ذكر كرد و در وجه تكرير صيغ نكاح ( نكاحى خ ل ) كه هر شيوعى لا محالة ناشى از امر قديمى است ، پس شهرت لام بىاصل نيست لا محالة اصلى دارد و لكن نه به قرارى كه بعينه مشهور شده است كه از براى تعديه باشد ، بلكه زايده از براى تأكيد مىشود چنانچه در بيع و غيره كه مطلق باب أعطيت بوده باشد تصريح كردهاند و سابقا تفصيل آن را بيان كرديم . شرح