تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
لازم نيست ، ( 1 ) مگر در بالغين فاسدى العقل . پس صغيرين را به كور و كر و مجذوم و غير ايشان بدون غبطه ، تزويج مىتوانند نمود . و بر مجتهد و وصىّ ، مراعات غبطه مطلقا لازم است .
بدان كه دو احتياط در تزويج شايع شده است و اصلا محلّ احتياط نيست . و سه احتياط در نهايت تأكَّد است و لكن يا اصلا مراعات نمىكنند و يا بسيار كم مراعات مىنمايند . يكى از آن دو احتياط كه شايع شده است ، اين است كه : صيغه را مكرّر مىخوانند ، به جهت اين كه استعمال لفظ نكاح ( 2 ) در زبان
شرح
( 1 ) اگر مقصود اين است كه بلا غبطه و لا مفسده مىتواند تزويج نمايد اين صحيح است مىتوان گفت همچنين كه گفته‌اند و لكن در صورت وجود مفسده درست نيست اگر چه از ظاهر اطلاق كلام مصنّف در عقد صغر سن به كور و كر و مجذوم جواز اين هم فهميده مىشود و لكن بايد مقصود مصنّف اين اطلاق نبوده باشد و احتياط اين است كه مطلق يعنى خواه پدر و جدّ و خواه مجتهد بودن ملاحظه غبطه معتدٌّ بها عرفا تزويج صغير ننمايند و اطلاقات ولاية اينها منصرف است به صورت ملاحظه غبطه زيرا كه پدر و جدّ و امام ( ع ) و نايب امام هميشه ملاحظه مصلحت صغار را مىكند و خواهند كرد و حاجت بر ذكر و تقييد ندارد و الدّال على خلاف ذلك ضعيف فتأمّل . شرح ( 2 ) سابقا بيان گرديد كه اصل معنى نكاح كه مصدر مجرّد است متعدّى به يك مفعول است مثل نكحت المرأة اى تزوّجتها و انكاح كه مصدر مزيد است متعدّى به دو مفعول است بنفسه و قوله به تعديه [ آن ] او به مفعول ثانى با لام يا من غلط است و اشتباه است و اين لازم مىگيرد كه انكاح را دو معنى بوده باشد از بابت اشتراك لفظى يك معنى كه متعدّى به دو مفعول باشد بنفسه و يكى كه متعدّى به يك مفعول باشد بنفسه و اين هم درست نيست بلكه لفظ أنكحت از باب اعطيت است كه دو مفعول مىخواهد بنفسه از جهت تبادر و استعمال و غير ذلك كه اوّل آخذ و دويم مأخوذ است