جميع عقود ، از شخصى مىباشد كه صاحب متاعى است كه ديگران در صدد گرفتن آن متاع ، از وى هستند . و بضع زن به منزلهء متاع است هم چنان كه ظاهر مىشود نيز از تعليل امام جعفر صادق عليه السلام ، جواز نظر كردن مرد را به زنى كه ارادهء تزويج وى كرده ، به اين كه مىخواهد او را بخرد به بهاى بسيارى . و نيز عادت جارى شده بر اين كه هر چيزى را كه به عوض پول بدهند ، ايجاب از صاحب او باشد . به علَّت اين كه پول قيمة القيم است ، چه تقويم هر چيزى بالأخرة منتهى به او مىشود . پس اگر خودشان صيغه بخوانند زن مىگويد :
شرح
كتاب طالب گرفتن گندم مىشود و مىشود بالعكس و ميزانى سابقا ذكر كرديم كه اگر هر دو عوض در ساير معاملات جنس باشند يا نقد آن كه اوّل طالب است كه جنس خود را ردّ كند به ديگرى و عوض آن چيزى ديگرى بگيرد او را ناقل مىگويند و طرف ديگر را منتقل اليه و اگر يك طرف جنس باشد و طرف ديگر نقد صاحب جنس را ناقل مىگويند و صاحب پول را منتقل اليه اعمّ از اين كه طلب اوّلا از صاحب جنس صادر شود يا از صاحب پول و چون غالبا در نكاح پول در مقابل مىگذارند لهذا صاحب جنس را ناقل مىگويند و اگر جنس هم در عوض پول گذارند مقصود خود جنس نيست مقدار را ملاحظه مىكنند كه فلان مبلغ پول مىشود پس زن مطلقا ناقل و مرد منتقل اليه خواه طلب اوّلا از مرد صادر شود و يا از زن و ايجاب ابدا از جانب ناقل و ما فى حكمه مىشود و قبول از جانب منتقل اليه و قول مصنّف و نيز عادت جارى شده است آه : يعنى در مقابل بضع پول مىدهند پس ايجاب از صاحب بضع مىشود و قوله به علَّت اين كه آه : يعنى اگر جنس هم داده شود مقصود باز پول است بخصوصه در اينجا و عموما در ساير جايها كه قيمت هر چيز منتقل مىشود به پول و پول ميزان اندازه هر چيزى است در گرانى و سبكى و قلَّت و كثرت و نحو ذلك و از اين جهت او را قيمة القيم مىگويند شرح