است كه ، جمع كثيرى از عامّه و شيخ طوسى ره از خاصّه ، مسابقه را عقد مستقل ندانستهاند ، بلكه داخل جعاله كردهاند و از اين جهت او [ آن ] را عقد جايز دانستهاند نه عقد لازم . و چون جعاله معلَّق است ، به اين جهت همان عقد معلَّق را در اينجا نيز ذكر كردهاند . و در اين معامله تا عمل تمام نشود ، مطالبهء عوض نمىتوان كرد و به سبب صيغه فقط بدون عمل نيز ، مطالبه نمىتوان كرد هم چنان كه در بيع و اجاره ( 1 ) به محض تمام شدن صيغه مطالبه جايز بود . و اگر محلَّل را شرط نمايند ، موجب بعد از مبلغ بگويد : « على أن
شرح
زانى تحقّق پيدا نمود در خارج تعلَّق هم به آن فرد حاصل مىشود نه اين كه انشاء شأنى شده و فعليّت بهم نمىرساند به وجود زانى در خارج يا اين كه انشاء اصلا حاصل نمىشد . و يا تدريج در هر فرد يعنى وقت وجود هر فرد يك انشاء حاصل مىشود مثلا بلكه انشاء فعلى حاصل شده نسبت به ماهيت زانى و لكن وجود خارجى آن وقت وجود فرد خواهد شد نظير واجب معلَّق مثل اين كه حج براى مستطيع حالا واجب مىشود كه در وقتش به عمل بياورد چنان كه وجوب حج بر مستطيع در اصل شريعت مقرّر شده و دين كامل شده و احكام شرعيّه انشاء گرديده است و وقت وجود مستطيع تعلَّق حكم منشأ بر آن فرد خاص حاصل مىگردد . شرح
( 1 ) لا يخفى كه اين مطلب در بيع صحيح است و در اجاره هم اگر عين مؤجر را تسليم نمايد همچنين ، و لكن اگر شخص اجير شده باشد براى عملى تا آن عمل را تمام نكند شرعا مطالبهء اجرت نمىتواند بكند لكن از طرف ديگر مطالبهء عمل مىتوان نمود لكن در جعاله و مسابقه مطالبهء از احد طرفين بر وجه الزام نمىتواند بشود و اين در جعاله صحيح است و لكن در مسابقه مطالبه عمل را مىتوان نمود بنا بر لزوم عقد چنانچه مشهود است و لكن مطالبهء عوض نمىتوان نمود تا عمل تمام نشود نظير اجاره در شقّ اخير پس در كلام مصنّف اشكال حاصل مىشود بحسب ملاحظهء ظاهر اطلاق او فتأمّل . شرح