و گره بستن ( 1 ) باز ، مجاز بعيد ( 2 ) از انشاء مساقات مىتواند شد . مجملا هر دو بىشبهه باطل است . و گره بستن را شخصى در أنكحت نيز گفته بود و جوابش را با توسط طالب علمى به همان قسم مذكور ( 3 ) گفتم و برگشت از اعتقاد خود . هم چنان كه در نكاح خواهد آمد .
و همين كه عقد مساقات تمام شد ، آن چه خدمات آن درختها است بر عامل لازم مىشود و آن چه مقدمات عمل است از ديوار ساختن و قنات كندن و شتر آبكش ابتياع نمودن و نهر درآوردن ( 4 ) و مانند اينها با صاحب درخت است .
و امّا مغارسه ، پس از مذاهب بعضى از عامّه است و در نزد اكثر ايشان و جميع اماميّه باطل است و حال اين كه بسيار متداول است خصوصا در شهر قزوين در باغات كروم ( 5 ) و آن اين است كه زمين را بدهند كه در وى [ آن ] درخت يا كروم بكارند و هر درخت و كرمى كه ريشه بست ، مشترك باشد در ميان صاحب زمين و عامل .
پس اگر چنين عملى كرده باشند ، درختها با حاصلش يكسر از عامل است ، اگر او آورده باشد . ( 6 ) و صاحب زمين مختار است كه آنها را به حال
شرح
( 1 ) زيرا كه ربط معنوى را تشبيه مىكنيم به عقد ظاهرى و از راه استعاره اين استعمال را مىكنيم و وجه بعدش قلَّت استعمال و عدم ثبوت تبادر و تداول در اذهان است . شرح
( 2 ) اگر چه مجاز هم در الفاظ عقود جايز نيست . ( شرح )
( 3 ) كه گره بستن حقيقى معنى ندارد و معنى مقصود مجاز بعيد مىشود . مطلق و مجاز در عقود درست نيست . شرح
( 4 ) مگر اين كه اينها را شرط على حده نمايد در ضمن عقد مساقات . شرح
( 5 ) جمع كرم كه درخت انگور را گويند . ( شرح )
( 6 ) يعنى اگر پيلهء درخت و كرم مال عامل بوده باشد كه نظير الزّرع للزارع و لو كان غاصبا مال صاحب پيله خواهد شد كه عامل است و اگر اصل درخت و كرم را