تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صيغ العقود والإيقاعات — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
خود بگذارد و اجرت زمين از او بگيرد و يا همگى را بكند و قيمت ( 1 ) و نقصان ( 2 ) آنها را به عامل بدهد ، نظر به اين كه به اذن وى عامل به اين مبتلا شده است ، هم چنان كه جماعتى از علماء نيز فرموده‌اند . دوانزدهم [ دوازدهم ] از عقود لازمه : سبق و رمايه است . و سبق به فتح سين و سكون باء ، پيشى گرفتن بر ديگرى است و سبق ( 3 )
شرح
صاحب زمين گذاشته باشد و مال او باشد همه مال او خواهد بود و عامل اگر عالما به حكم اين عمل را كرده هيچ اجرت ندارد و سعيش ضايع و از جملهء اخسرين اعمالا مىباشد و اگر جاهل است پس اگر مقصر است همچنين و اگر قاصر است اجرت مثل عمل خود را مىگيرد و اگر پيلهء درخت را مثلا يعنى اصل را مشترك گذاشته باشند مشترك خواهد بود بالنسبه به قرار اشتراك اصل و در صورت اوّل اجرت زمين گرفتن از عامل براى ماندن بعد از اين را جايز است نه بودن قبل از اين را مگر اين كه مالك زمين جاهل قاصر باشد و در مقام كندن قيمت و نقصان به عامل نمىدهد مگر اين كه جاهل قاصر بوده باشد و اذنى كه داده بود در اينجا تأثير ندارد و مگر در صورت جهل قصورا زيرا كه اين اذن در ضمن معامله فاسده بود و آن هم باطل شد جهة فساد قيد و اذن جديد هم حاصل نشده است و اگر خواهند كه مقصود با مغارسه را بطور شرعى حاصل كنند اصول و پيله هاى درخت را بالمناصفه مثلا بگيرند اشتراكا بالاشاعة و صيغهء مصالحه جارى كنند در خصوص اين كه عامل از حصّهء مالك هم متوجّه باشد در مقابل اجرت زمين مالك كه حصّهء عامل در آن تربيت مىبايد . ( شرح ) ( 1 ) اگر بالتّمام ضايع مىشود . ( شرح ) ( 2 ) اگر بالتّمام ضايع نمىشود و لكن نقصان بهم مىرسد . شرح ( 3 ) سبق بفتح باء را سبقه هم مىگويند بضمّ السين چنانچه در نهج البلاغه فرموده‌اند « و السبقة الجنّة و الغابة النّار » كه دنيا ميدان التسابق است و مضمار رياضت و عبادت