تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
اوّلى به موضوع وجه ، به سبب آن‌كه چنان است كه هست ، قائم است ، و موضوع وجه از اين‌جهت مجهول باشد ، لازم مىآيد كه حكم اوّلى به امرى مجهول از جهت مجهول بودنش قائم باشد ، و اين محال است ، زيرا حكم معلوم ، مستلزم موضوع معلوم است . 99 . پس روشن شد كه بايد كنه طرفين هرمقدّمهء اوّلى با تمام حقيت خود مورد تصور قرار گيرد ، و اين بيان عينا در مورد هرقضيهء برهانى جارى است . 100 . نيز روشن شد كه ، محمول در قضيهء اوّلى از لوازم ماهيت موضوع است ؛ يعنى مفهوم محمول ، مفهومى ذاتى است ، و گرنه لازم مىآيد كه وجود اين تصديق بر وجود تصديق ديگرى متوقف باشد . 36 101 . نيز از طريق عكس نقيض مطلب مذكور معلوم مىشود كه ، امورى كه تصور حقيقت آن‌ها امكان ندارد ، در تحليل اقترانى آن‌ها چيزى كه اوّلى باشد وجود ندارد ، و بيان برهانى آن‌ها فقط از طريق قياس اقترانى تمام نمىشود . 102 . هم‌چنين از بيان گذشته معلوم مىشود كه صورت‌ها ، يعنى امور مادى ، برهان ندارند ، زيرا ، چنان‌كه قبلا گفته شد ، كنه اين امور قابل تصور نيست . پس برهان يا از مقدّمات اوّلى يا از مقدّماتى كه به اوّليات منتهى مىشوند ، قابل تأليف است . 103 . از اين‌جا روشن مىشود كه مقدّمات يقينى موجود در مورد امور مادى به‌طور بالعرض برهان ندارد و برهان فقط در مورد معانى
برهان ( فارسى ) — صفحة 82 | السيد محمدحسين الطباطبائي / صفرى