بود . از سوى ديگر ، از آنجهت كه حسّ واحد جز حصول موضوع و حصول محمول همراه آن را در نفس ايجاب نمىكند ، و اين امر مستلزم اين نيست كه حكم ، دايمى باشد ، و نيز مستلزم اين نيست كه موضوع ، همان موضوع مورد ادراك باشد كه محمول نزد آن حاصل شده است ، بلكه جايز است كه موضوع اين محمول حسّى قرار نگيرد ، پس لازم است كه نسبت [ بين آن دو ] به نحوى به صورت مكرر بر حسّ عرضه شود كه سببى بودن محمول ، و دايمى بودن آن با موضوع ، و سپس به سبب عدم استناد محمول به موضوع اعم يا اخص ، مساوات بين موضوع و محمول را ايجاب كند ، زيرا در غير اينصورت ، مطلب و حال قضيه اختلاف پيدا مىكند ، و اين جريان همان تجربه است . 37 مقالهء اوّل تمام شد ، و الحمد للّه .
برهان ( فارسى ) — صفحة 84
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٨٤