مجردى كه با اين امور مقارنت دارند بهطور بالذات اقامه مىشود . بيان اين مطلب گذشت كه تصور امور مادى با وساطت معانى انجام مىگيرد ، پس احكام يقينى مربوط به اين امور به واقع ذاتا احكام بعضى معانىاى هستند كه موضوع اين امور مادىاند . پس مراد از برهانهايى كه در مقدّمات آنها چيزى وجود دارد كه از جنس آنچه داراى صورت عينى است ، مىباشد ؛ مانند جميع امور مادى ، يا اين است كه در مقدّمات آنها معانى مجردى است كه با طرفين قضيه نوعى ملايمت دارند ، يا مراد از اين نوع براهين ، اين است كه اين امورى كه از جنس صورتهاى عينى است ، نزد اين موضوع هستند ، تا اينكه حكم ، حقيقى و عرض ، ذاتى باشد ؛ عرض كه در حقيقت بر خود موضوع حمل شده باشد ؛ و اين در صورتى است كه امكان داشته باشد كه از طريق معنى ، خود صورت عينى ، كه عبارت از موضوع يا محمول مشار اليه است ، در نظر باشد . و در اينصورت ، هيئت حمل بر دو معنى ثبوت شىء براى شىء و ثبوت شىء نزد شىء ، به نحو اشتراك اسمى واقع مىشود .
104 . مبدأ اوّل تصديق ، قضاياى ضرورى محسوسى است كه موضوع يا هردو طرف آنها از امور و صور عينى است ، و با اين قضايا تجربه صورت مىگيرد ، زيرا ضرورت جز با يقين حاصل نمىشود ، و يقين جز با دوام نسبت براى موضوع ، يقين محسوب نمىشود ، براى اينكه اگر جايز باشد كه اين نسبت در زمانى زايل و در زمانى حاصل شود ، در اينصورت موضوع خودبهخود مقتضى محمول نخواهد
برهان ( فارسى ) — صفحة 83
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٨٣