مبدأ اوّل حصول علم براى ماست . و از اينجا معناى سخن نقل شده از معلم اوّل روشن مىشود كه هركس فاقد حسّى باشد قطعا فاقد علمى خواهد بود ؛ 10 يعنى فاقد آن علمى خواهد بود كه همان حسّ مبدأ آن است .
38 . همانطور كه گفتهاند ، كثرت حاصل در علوم ناشى از علم به ما به الاشتراك علوم و توجه به ما به الامتياز آنهاست . دليل اين امر اين است كه روشن است كه اين كثرت امرى تدريجى ، و سه قسم است :
اوّل ، كثرت حواسّ ؛ و دوم كثرت عددى ؛ و اين كثرت از طريق كثرت احساس حاصل مىشود ؛ مثل حصول صورت زيد نزد حسّ به دفعات كثير ؛ و سوم كثرت ناشى از متعلق يك حسّ واحد و مانند آن ، مثل كثرت محسوس در زيد ديده شده ، زيرا زيد داراى اعضاى كثير ، احوال ، رنگ و مقدار و غيره است . اين قسم ( از كثرت ) جز از طريق توجه به ما به الامتياز حاصل نمىشود . اما اينكه اين امر موجب تعدّد و كثرت است ، ضرورى يا نزديك به ضرورى است . و اينكه كثرت ناشى از توجه به ما به الامتياز است به اين دليل است كه كثرت چيزى جز تميز هريك از آحاد از ديگرى نيست ؛ يعنى ناشى از اين علم است كه آن همان است و غير خودش نيست ؛ پس علم به آحاد از آن جهت كه آحاد است به تعداد آحاد كثرت پيدا مىكند . و ادراك و علم واحد ، چيزى جز تمييز مدرك معلوم از غير آن را ايجاب نمىكند ، نه اينكه تميز هريك از آحاد معلوم را از غير ايجاب كند . و از اينجا معلوم مىشود كه كثرت
برهان ( فارسى ) — صفحة 38
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٨