فصل دوم : در كيفيت حصول علم براى ما و اختلاف علوم و كيفيت آن
37 . همانطور كه - در جاى خود ، در منطق گفتهاند - علم به تصور و تصديق تقسيم مىشود . علم به [ مفهوم ] « كلّى » هرگز از طريق اختراع ذهن بدون توسل به عالم خارج به وجود نمىآيد و گرنه نسبت [ مفهوم ] « كلى » به هرآنچه در خارج است از نظر اطلاق و عدم اطلاق بر آنها يكسان مىبود . و هرآنچه در خارج است جزئى ، و با قيدهايى آميخته است ؛ و تميز قيدها از امورى كه با آن قيدها آميخته است ضرورتا بعد از حضور مجموع آنها [ در ذهن ] حاصل مىشود . بنابراين علم به كليّات مسبوق به علم به جزئيات است ؛ و علم جزئى فقط از اين جهت جزئى است كه با جزئى حقيقى خارج از نفس مطابقت دارد ، زيرا اگر چنين نبود همواره امكان داشت كه صورت علمى بر امور زيادى منطبق شود و در اينصورت ، [ علم جزئى ] كلى مىشد ، و اين خلف است . و آنچه علم به عالم خارج ، از طريق آن حاصل مىشود حس است ، پس حس