را داشته باشد ، برهان لمّ است .
بهطور مثال اگر بگوييم ، اين چوب در آتش قرار گرفته است ، و هرچوبى در آتش قرار بگيرد مىسوزد ، پس اين چوب مىسوزد ، به واقع يك برهان لمّ آوردهايم ، زيرا در اين مثال در آتش قرار گرفتن ، حدّ اوسط است كه نه تنها در مقام اثبات ، بلكه حتى در مقام ثبوت و در متن واقعيّت نيز علت ثبوت حدّ اكبر ( يعنى سوختن ) بر حدّ اصغر ( يعنى چوب ) است .
*
( 53 ) . در برهان لمّ ، حدّ اوسط بايد علت تامّهء ثبوت اكبر بر اصغر باشد ، زيرا در غير اينصورت نمىتواند علت وجود مطلوب ( يعنى نتيجه ، كه همان ثبوت اكبر بر اصغر است ) باشد .
علاوهبراين ، همانگونه كه ابن سينا خاطر نشان كرده است ( برهان شفاء ، بند 75 ، ص 67 ) ، در برهان لمّ عليّت حدّ اوسط براى ثبوت اكبر بر اصغر بايد روشن باشد ، زيرا در صورتى كه حدّ وسط علت تامهء نتيجه باشد ، ولى ما از عليّت آن آگاه نباشيم آن برهان ، نسبت به ما ، برهان لمّ نخواهد بود .
* ( 54 ) . زيرا وقتى بخواهيم از يك برهان نتيجهء سلبى اخذ كنيم ، و در اين برهان علت ناقصه را وضع كنيم - حدّ وسط قرار دهيم - با رفع علت ناقصه ، علت تامّه هم خودبهخود رفع و نتيجهء سلبى اخذ مىشود .
* ( 55 ) . مطلبى كه در اين بند و در مثال همراه آن مطرح شده است ، براى درك كامل برهان لمّ و نحوهء علت بودن حدّ اوسط آن اهميّت بسيار دارد . مرحوم علّامه مىنويسد : « واجب است اين علت ، علت وجود محمول براى موضوع باشد ، نه علت وجود خود محمول . » مقصود از علت در اينجا ، حدّ اوسط و مقصود از محمول ، حدّ اكبر و مقصود از موضوع ، حدّ اصغر است ، و معناى كلى جملهء ايشان اين است كه ، حدّ اوسط بايد علت ثبوت اكبر بر اصغر باشد ، نه علت وجود خود
برهان ( فارسى ) — صفحة 214
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢١٤