239 . حدّ از نظر هردو وجود ، يعنى از نظر خارج و از نظر تصور مقدّم است . و ماهيّت گاهى بسيط ، و گاهى مركّب است .
240 . ماهيّت مركّب از جنس و فصل تركيب مىشود ، و ماهيّت ، تنها از اجناس يا تنها از فصول تركيب نمىشود . و بعضى از اجناس و فصول ، قريب و بعضى ديگر بعيد هستند ، و جنس و فصل قريب تماميّت دارند .
241 . جنس واحد با بيش از يك فصل تحصّل پيدا نمىكند ، 82 و فصل واحد بيش از يك جنس را تحصّل نمىبخشد .
242 . ماهيّت واحد از اجزاى بىنهايت تركيب نمىشود .
243 . از اينجا معنى اين سخن روشن مىشود كه ماهيات بسيط حدّ ندارند ، زيرا آنچه در حدّ آنها واقع مىشود بايد خودشان باشند كه در اينصورت از نظر معرفت ، مساوى محدود خواهند بود ، و اين خلف است .
244 . سپس ، همانطور كه ذكر كردهاند ، مىگوييم ، در فصل دوم از مقالهء اول گذشت كه كنه بسيارى از ماهيّات براى ما قابل تصور نيست ، بلكه به وجهى قابل تصور است . از اينجا نتيجه مىشود كه ماهيّاتى كه چنين شأنى دارند وقتى كه تحديد شوند ، لازم است عرض خاص آن به جاى ذاتى ، و به ويژه به جاى فصول ، لحاظ شود ؛ و به جاى فصل ، خاصهء قريب وضع شود ، كه اين را « فصل منطقى » گويند . و چهبسا دو خاصه از نظر قرب مساوى باشند ، كه در اينصورت با هم وضع مىشوند ، همانطور كه در تحديد حيوان ، به جسم نامى حسّاس متحرّك با اراده چنين است ، و فصول متعدد شده است . 83
برهان ( فارسى ) — صفحة 176
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٧٦