تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
200 . و از اين‌جا ظاهر مىشود كه مطلب لم اثبات بر مطلب لم ثبوت مقدّم است ، و چه‌بسا اين دو مطلب با هم جمع شوند ، همان‌طور كه در برهان لمّ چنين است . و چه‌بسا اين دو مطلب از هم جدا باشند ، چنان‌كه وقتى حكمى با ضرورت حسّ ، يا از طريق ديگر ، معلوم مىشود ، سپس علت آن حكم مورد سؤال واقع مىشود ، برهانى كه اين علت را افاده كند فقط علت وجود را افاده مىكند . 201 . سپس ، همان‌طور كه ذكر كرده‌اند ، مىگوييم ، از آن‌جا كه تصديق بر مبادى توقف دارد ، بنابراين محال است اثبات خود مبادى در علم طلب شود ، بلكه ، همان‌طور كه گفتيم ، مبادى در علم وضع مىشوند . و مبادى در علمى اخص از اين علم موضوع واقع نمىشوند ، مگر به صورت موقت ، بلكه در علمى اعم از اين علم ، موضوع واقع مىشوند . 202 . جايز است مبدأ ، مبدأ بعضى از مسائل يا تمام مسائل علم باشد . و هرگاه براى بعضى از مسائل مبدأ باشد ، مسائل ديگر بر آن توقف نخواهند داشت ، و در اين‌صورت جايز است كه اين قسم از مبادى جزء مسائل علم باشد ؛ و در اين‌صورت در خود علم بحث مىشوند ، 73 و هليّت آن در مبادى وضع نمىشود ، بلكه فقط ماهيّت حقيقى آن ، مثل موضوعات ساير مبادى وضع مىشود . امّا قضايا از آن‌جهت كه قضايا هستند ماهيّت ندارند ، بلكه فقط وجود آن‌ها وضع مىشود . 203 . پس روشن شد كه حدّ و وجود بعضى از مبادى ، با هم در علم وضع مىشود .
برهان ( فارسى ) — صفحة 153 | السيد محمدحسين الطباطبائي / صفرى