تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
موضوع علم . پس آنچه مساوى موضوع علم است ، هرچند خودبه خود از موضوع علم اخص است ، عارض ذاتى حصّه‌اى از موضوع علم محسوب مىشود ، و از آن‌جا كه تساوى [ موضوعات مسائل با موضوع علم ] واجب است تا [ عوارض ] ذاتى باشند ، ناچار بايد عوارض ذاتى حصص ديگر نيز موجود باشند تا به نحو ترديد بين جميع [ حصص ] ذاتى نفس موضوع باشند . 194 . از اين‌جا روشن مىشود كه در چنين موردى چاره‌اى جز تقسيم موضوع نيست ، و در مورد عارض و نوع و جزء چاره‌اى جز اين نيست كه محمولى بايد باشد كه از نظر تصور موضوعش ، از تصور موضوع اوّل بىنياز نباشد . 71 195 . سپس ، همان‌طور كه بيان كرده‌اند ، مىگوييم ، مسائل ، يعنى محمولاتى كه در علوم براى موضوعات خود اثبات مىشوند يا خود قضاياى ياد شده ، از آن‌جا كه از حيث خودبه‌خود بيّن بودنشان ، يا در تبيين شدنشان از طريق برهان ، به يقين نياز دارند ؛ پس امورى هستند كه از آن‌ها سؤال مىشود و مورد طلب واقع مىشوند . و از ماهيّت مطالب يا از وجود فى نفسه و يا وجود لغيره آن‌ها سؤال مىشود . و تمام اين مطالب و تفصيل اين مطالب با تكثّر انواع سؤال كثرت پيدا مىكنند ، مانند مطلب ما ، مطلب هل ، لم ، اىّ ، اين ، متى ، من ، لكن اصول مطالب سه‌گانه بر دو قسم است . 196 . مطالب ما بر دو قسم است : اوّل ، « ما شارحه » ، كه با آن از معناى