190 . از اينجا و از آنچه گذشت معناى اين سخن روشن مىشود كه ، علوم داراى سه جزء هستند : موضوعات و مسائل ، يعنى محمولاتى كه اثبات مىشوند ، و مبادى .
191 . مبادى يا خودبهخود بيّن هستند و يا نظرى هستند ؛ مبادى بيّن ، « علوم متعارف » ناميده مىشوند . و اقدم علوم متعارف اين قضيه است كه ، سلب و ايجاب نه با هم صادق مىآيند و نه با هم تكذيب مىشوند ، زيرا هرمطلب نظرى و ضرورى به اين قضيه بازگشت دارد ، و به همين دليل ، به اين مطلب در برهان تصريح نمىشود ، همانطور كه جز هنگام مخاطبه با معاند به شكل قياس تصريح نمىشود . 69
192 . از اينجا روشن مىشود كه هيچ برهانى جز از طريق استثناء تمام نمىشود و آن قياس استثنايىاى است كه بر اوّل اوايل مشتمل است . 70
193 . اما مبادى نظرى در جايى ديگر ، يعنى در علمى ديگر ، تبيين مىشوند و در علمى كه مبدأ آن هستند بر سبيل تسليم وضع مىگردند ، اگر چنين مبادىاى به هنگام استعمال با انكار متعلّم مواجه باشند ، « مصادرات » ناميده مىشوند و گرنه ، « اصول موضوعه » ناميده مىشوند ؛ امّا اين را كه چرا اينطور است ، به زودى پس از اين مورد بحث قرار مىدهيم . اكنون به تفصيل اجزاى علوم بازمىگرديم و مىگوييم :
همانطور كه گفتهاند ، موضوعات مسائل يا عين موضوع علمند ، يا عارض ذاتى موضوع علم ، يا نوعى از موضوع علم و يا جزئى از
برهان ( فارسى ) — صفحة 150
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٥٠