تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤

فصل چهارم : [ لازم است مقدّمهء برهان « كلّى » باشد ]

148 . لازم است مقدّمهء برهان « كلّى » باشد . همان‌طور كه بيان كرده‌اند مىگوييم : 47 اگر محمول كلّى نباشد ، زوال آن از موضوع در بعضى اوقات يا از بعضى از افراد جايز است ، و در اين‌صورت به مقدّمه يقين حاصل نمىشود ، بنابراين به نتيجه نيز علم يقينى حاصل نمىشود ؛ و اين خلف است . پس مطلوب ثابت شد . از اين دو فصل روشن مىشود 48 كه مقدّمهء مورد استعمال در برهان ، قضيهء عرفيهء عامّه به اصطلاح كتاب « قضايا » ست . 149 . شيخ در فصل اوّل از مقالهء دوم كتاب برهان مىگويد : « وقتى در كتاب « قياس » مىگوييم : هر « ج » ضرورتا « ب » است ، مقصود ما اين است كه هرآنچه موصوف « ج » باشد ، هرطور كه به « ج » بودن وصف شود ، خواه به‌طور دايم ، يا با ضرورت ، يا به‌طور موقّت ، و خواه به وجود غير ضرورى ، آن چيز به‌طور دايم و در تمام اوقات موصوف « ب » است ؛ هرچند حتى به « ج » بودن نيز متصف نباشد . امّا در اين كتاب [ برهان ] وقتى مىگوييم : هر « ج » ضرورتا « ب » است ، مقصود ما اين نيست كه هرآنچه ضرورتا موصوف « ج » است ، پس متصف به « ب »
برهان ( فارسى ) — صفحة 114 | السيد محمدحسين الطباطبائي / صفرى