تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جبر و اختيار (فارسى) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
نمى داند و بداء از آن است و علمى كه خداوند به فرشتگان و فرستادگان و پيامبرانش آموخته و ما نيز آن را مى دانيم » « 1 » اگر در آنچه گفتيم بينديشى برايت آشكار مىشود كه بداء در قضاى موقوف كه از آن به لوح محو و اثبات تعبير مىشود ، راه دارد اما در قضاى حتمى كه از آن به ام الكتاب و علم مخزون ( جمع شده ) در نزد خدا تعبير مىشود ، محال است بداء واقع شود . در روايت عبد الله بن سنان از امام صادق آمده است كه فرمود : « خداوند در چيزى بداء نكرد مگر آنكه آن شى پيش از آنكه مورد بدا واقع شود در علم خداوند موجود بود . » « 2 » و در روايت جهنى از امام صادق آمده است كه فرمود : « همانا خداوند از روى نادانى بداء به وجود نياورد » . « 3 » و در رويات منصور بن حازم از امام صادق ( ع ) آمده است كه مى گويد : به امام عرضه داشتم : « آيا امروز چيزى وجود دارد كه ديروز در علم خداوند نبوده است » امام فرمود : « نه ، چه كسى چنين گفته كه خداوند خوارش كند . » عرضه داشتم : « به من بگوئيد آيا آنچه پيش از اين بوده و آنچه تا روز قيامت خواهد بود در علم خداوند نيست . فرمود : بله ، پيش از اينكه خداوند آفريدگان را بيافريند [ در علم خداوند بوده است ] . « 4 » » و روايات بسيار ديگرى كه وجود دارد . علامه مجلسى نيز به آنچه ذكر كرديم اشاره مىكند و مى گويد : ( بدان كه آيات و روايات دلالت مىكند كه خداوند دو لوح آفريد و آنچه از
هامش
( 1 ) - كافى ج 1 ص 147 باب بداء ح 8 ( 2 ) - كافى ج 1 باب بداء ح 9 ص 148 ( 3 ) - كافى ج 1 باب بداء ح 10 ص 148 ( 4 ) - كافى ج 1 باب بداء ص 148 ح 9 و 10 و 11