تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جبر و اختيار (فارسى) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
مقصود تخلف نمى كند به افعال انسان تعلق دارد و لازمه اين سخن از ميان رفتن حسن و قبح است و هنگامى كه پيرمرد از امام شنيد كه حركت با قضا و قدر خداوند بوده است با نااميدى پرسيد : « سختى خود را در نزد خداوند به حساب آورم ؟ » يعنى حركت من از اين جهت تعلق اراده خداوند ، براى من غير اختيارى است ، پس جز سختى و خستگى چيزى براى من باقى نمى ماند . » پس امام ( ع ) مقصود خود را روشن كرد و فرمود : « تو گمان مى كنى كه آن قضايى حتمى و قدرى لازم است و اختيار و اراده انسان در آن هيچ دخالتى ندارد ؟ چنين نيست بلكه انسان در فعل خود مختار است . پس قضا و قدر عبارتست از امر و حكم و توانايى انجام كار نيك و ترك گناه ، همانگونه كه در روايت ديگرى در ذيل اين حديث به آن تصريح شده است . « 1 » آنگاه امام شروع به بيان اصول عقلى نمود كه اساس تشريع بر آن مبتنى است تا اينكه فرمود : خداوند از روى اجبار بندگان مورد نافرمانى قرار نگرفت و از روى اكراه ايشان اطاعت نشد . ظاهرا مقصود اين است كه خداوند مورد نافرمانى قرار نگرفت در حالى كه شخص نافرمان در غلبه جبر باشد و اطاعت نشد در حالى كه اطاعت او با اكراه اطاعت كننده باشد . و اما سخن امام كه مى فرمايد : ( گنهكار به نيكى كردن سزاوار تر بود . . . ) ظاهراً امام با اين سخن به مطالبى دقيق اشاره كرده است و آن
هامش
( 1 ) - بحار ج 5 ، ابواب عدل ، باب 1 ، نفى ظلم و ستم از خداوند و ابطال جبر و تفويض و اثبات امر بين الامرين و اختيار و توانايى كه در آن 112 حديث است . و ابواب ديگر .