تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جبر و اختيار (فارسى) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
تسلط خداوند منافات دارد . پس امام تمامى اين توهمات را با اين سخن كه : ( خداوند آنان را مالك گرداند و خدوند ايشان را توانايى بخشيد ) نفى مىكند . و حاصل سخن اينكه علم و اراده خداوند به قدرت و مالكيت انسان تعلق دارد ، پس فعل از قدرت صادر مىشود و چون خداوند مالك و قادر است قدرت و تسلط انسان با آن منافاتى ندارد . كلينى در كافى « 1 » از امير مؤمنان به سندى مرفوع و صدوق در عيون به چند طريق « 2 » و علامه در شرح تجريد « 3 » و غير ايشان در ساير كتاب هاى حديثى « 4 » و كلامى از امير مؤمنان ( ع ) روايت كرده اند : هنگامى كه امير مومنان از صفين بازگشت پيرمردى پيش آمد و در مقابل امام نشست و به ايشان عرضه داشت : اى امير مؤمنان از حركت ما به سوى اهل شام خبر ده ، آيا با قضا و قدر الهى بوده است ؟ حضرت على ( ع ) فرمود : بله اى پيرمرد ، جز با قضا و قدر الهى از هيچ تپه اى بالا نرفتيد و در هيچ وادى فرود نيامديد . پيرمرد گفت : « سختى خود را در نزد خداوند به حساب آورم ؟ » على ( ع ) فرمود : اى پيرمرد ، به خدا سوگند شما در حال حركت خود و در حال ايستادن و توقف خود و در حال بازگشت پاداش مى بريد و در هيچ يك از حالات خود مجبور و ناچار نبوده ايد » پيرمرد گفت : چگونه در هيچ يك از حالات خود مجبور و ناچار
هامش
( 1 ) - اصول كافى ، ج 1 ص 155 ح 1 و بحار ج 15 ص 12 ( 2 ) - عيون اخبار الرضا ( ع ) ج 1 ص 138 ح 38 و توحيد ص 381 ( 3 ) - شرح تجريد ، ص 342 مساله 8 در قضا و قدر ( 4 ) - مانند كنز العمال ج 1 ص 344 ج 1560 و مانند آن
جبر و اختيار (فارسى) — صفحة 107 | السيد محمد صادق الروحاني / صادقى