تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسى ) — صفحة 787

مساهمون:

ص٧٨٧
و مردم با امير المؤمنين عليه السّلام ديدار كردند و با او بيعت نمودند و حضرت به پا خواست و خدا را ستايش كرده و به آنچه شايستهء درگاه او بود ثنايش گفت و بر پيامبر و خاندانش درود فرستاده آنگاه فرمود : و اينك من از اين زمامدارى - كه خداوند از آسمانهايش و بر فراز عرش خود بر آن آگاه است - بر پيروان محمد صلّى اللّه عليه و إله ناخرسند بودم تا اينكه بر اين مسأله گرد هم آمديد ، و من آن را به دست گرفتم ، و آن به اين خاطر است كه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله شنيدم كه مىفرمود : هر زمامدارى پس از من كار امّت مرا به عهده بگيرد در روز رستاخيز بر لبهء صراط سكنى داده مىشود و فرشتگان نامه كردارهاى او را مىگسترند ، اگر رهايى يافت پس به عدالت اوست و اگر بىعدالتى روا داشت صراط رفته‌رفته به قدرى بر او كاسته مىشود كه ميان بندهايش از بين مىرود تا اينكه فاصله هر عضو و عضو ديگر از عضوهاى او به صد سال مىرسد ، آنگاه صراط بر او پاره مىشود و نخستين چيزى كه از او در آتش افكنده مىشود بينى او و رخسارش مىباشد . ولى وقتى شما بر من اجتماع كرديد انديشيدم و نخواستم شما را آنگاه كه گرد آمديد بازگردانم . آنچه را كه تا به حال شنيديد مىگويم و از خداوند براى خود و براى شما آمرزش مىخواهم . سپس مردم به سوى او رو آوردند و با حضرت بيعت كردند ، اولين كسانى كه به پا خواسته و بيعت كردند طلحه و زبير بودند . آنگاه مهاجران و انصار و بقيهء مردم به پا خواستند تا اينكه همه مردم با او بيعت كردند ، و آن كسى كه از مردم بيعت مىگرفت عمّار ياسر و ابو هيثم تيّهان بودند و مىگفتند : با شما بر فرمانبرى خدا و سنت فرستادهء او بيعت مىكنيم ، و اگر به پيمان خود با شما وفا نكنيم فرمانبرى شما از ما لازم نيست و بيعتى بر گردنهاى شما نخواهد بود و قرآن پيشواى ما و پيشواى شماست . سپس امير المؤمنين عليه السّلام به سمت راست و چپ خود توجّه كرد درحالىكه بر منبر بود و مىفرمود : هشدار كه هيچكدام از مردان شما فردا نگويد كه دنيا آنان را در بر گرفت پس مال حمل ناشدنى برداشتند ، و رودها جارى كردند و بر اسبان چابك سوار شدند و خدمتكار زيبا گرفتند ، چرا كه اگر آمرزشگر آنان را نيامرزد اين سخنان برايشان ننگ و رسوايى است . آنگاه كه از آنچه در آن بودند بازداشته شوند و به حقوق خودشان كه به آن آگاهى دارند ، بازگردانده شوند .
الأمالي ( فارسى ) — صفحة 787 | صادق حسن زاده / الشيخ الطوسي