و چيزى نمانده بود كه من آتش را بر آنان فرمان دهم تا به خانههايشان زبانه كشد و آنان را بسوزانم يا اينكه از كارشان دست بكشند . امام صادق عليه السّلام فرمود : مسلمانان از هم خوراكى و هم نوشاكى و ازدواج با آنان خوددارى كردند تا اينكه با مسلمانان در نماز جماعت حضور يافتند .
[ 1332 - باران آمدن به دعاى حضرت على عليه السّلام ]
[ 1487 ] 30 - زريق به زبير خلقانى از امام صادق عليه السّلام نقل كرد كه آن حضرت فرمود : گروهى به خدمت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله رسيدند و عرض كردند : اى رسول خدا ! در شهر ما خشكسالى شده و باران به تأخير افتاده و سالها [ ى خشكسالى ] از پى هم مىآيند ، بنابراين از خداوند ( گرامى و بزرگ ) درخواست نما كه [ باران ] آسمان را بر ما فرو فرستد . رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله دستور داد منبر بياورند و بيرون رفتند و مردم هم جمع شدند سپس بر فراز منبر رفت و دعا نمود و به مردم فرمان داد كه آمين گويند ، ديرى نپاييد كه جبرئيل عليه السّلام فرود آمد و فرمود : اى محمد صلّى اللّه عليه و إله مردم را آگاه كن كه پروردگار تو بر آنان وعده داد كه در فلان روز باران برايشان ببارد . امام صادق عليه السّلام فرمود : همواره مردم در پى آن روز و آن ساعت بودند تا اينكه آن لحظه فرا رسيد ، خداوند بادى برانگيخت كه ابر را به حركت درآورد و آسمان را پوشانيد و بارانش را فرو ريزاند ، و همان افراد با بزرگانشان به نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و إله آمدند و عرض كردند : اى رسول خدا از خداوند بخواه كه آسمان را از ما بازدارد ، زيرا نزديك است كه غرق شويم ، پس بار ديگر مردم گرد آمدند و پيامبر صلّى اللّه عليه و إله دعا فرمود و به آنان فرمان داد كه آمين گويند ، سپس مردى به حضرت عرض كرد : اى رسول خدا ، آگاهمان كن كه آنچه تو فرمودى نشنيديم . حضرت فرمود :
بگوييد : پروردگارا برگردانندهء [ خطر ] از ما باش نه بر ما ، پروردگارا ، آن [ باران ] را در بستر رودخانهها و در نهالستانها و هرجا كه باديهنشينان گله مىچرانند ، جارى كن . پروردگارا آن را مايهء رحمت قرار بده و [ سايهء ] عذاب مگردان .