[ 1333 - آسمان هرگز در تاريكى شب و در روشنايى روز برق نمىزند مگر از آسمان باران ببارد ]
[ 1488 ] 31 - زريق از امام صادق عليه السّلام خبر داد كه آن حضرت فرمود : [ آسمان ] هرگز در تاريكى شب و در روشنايى روز برق نزد مگر اينكه بارندهء [ باران ] بود .
[ 1334 - امام صادق عليه السّلام فرمودند كه ستايش خداوند را كه دوستانم را در عراق قرار داد ]
[ 1489 ] 32 - زريق گويد : روزى نزد امام صادق عليه السّلام بودم كه دو تن از شيعيان اهل كوفه وارد شدند ، پس حضرت بر من فرمود : آن دو را مىشناسى ؟ عرض كردم : آرى ! از دوستان تو هستند . حضرت فرمود : آرى ! ستايش خدايى را كه ارجمندترين دوستانم را در عراق قرار داد . يكى از آن دو مرد به حضرت عرض كرد ، اى فداى تو شوم ، مالى از مردى كه منسوب به فرزندان عمار خزانهدار كوفه است در نزد من بود ، و او براى آن مدرك قانونى و گواهانى داشت ، ما را گرفت ولى من از او مدرك قانونى درخواست نكردم و نوشتهاى بر آن ننوشتم و از او خلاصى نجستم به اين خاطر كه من به او اعتماد كردم ، و به او گفتم : آن مدرك قانونى كه نزد توست پاره كن . تا اينكه از دنيا رفت و در مورد آن نامه سهلانگارى كرده و پارهاش نكرد ، به دنبال آن وارثانش مال را از من خواستار شده و مرا به دادگاه كشاندند ، و آن مدرك قانونى را عرضه نمودند و اقامهء دادگرى كردند و نزد حاكم گواهى دادند و [ من ] محكوم به پرداخت مال شدم . درحالىكه مال زيادى بود ، لذا از ديد حاكم پنهان گشتم ، قاضى كوفه مايهء گذران زندگىام را فروخت و آن افراد مال خود را دريافت كردند ، و آن شخصى كه دچار خريد مايهء گذران زندگى من از قاضى شد مردى از برادران ما بود ، آنگاه وارثان ميت اعتراف كردند كه آن مال را پدرشان دريافت كرده بود . و از آن مرد تقاضا نمودند كه مايهء گذران زندگىام را به من بازگرداند ، و آنان در تاريخهاى مشخصى چيزى به او عطا كنند و آن مرد گفت : دوست دارم كه اين مسأله را از امام صادق عليه السّلام سؤال كنى . آنگاه مرد خريدار به حضرت عرض كرد : خدايم فدايت كند ، من چه كنم ؟ حضرت به او فرمود : بايد بهاى مال خود را از وارثان بخواهى و مايهء گذران زندگى را به صاحبش بازگردانى و دست از آن بردارى . و آن مرد عرض كرد : اگر من چنين كنم ، آيا او مىتواند چيز ديگرى هم از من درخواست كند ؟ حضرت به او فرمود : آرى ، او مىتواند