تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
و صور دميده شود و هركس در آسمان‌ها و زمين است جز آنكه خدا بخواهد ، از صداى آن مىهراسد ، پس كسى كه با گوش و چشم و زبان و دست و پا و شرمگاه و شكم به نافرمانى خدا پرداخته است . اگر خداوند در آن روز بر او نبخشايد و او را نيامرزد چگونه خواهد بود ؟ ! زيرا حكم بر او جارى مىشود و به سوى غير خود حركت مىكند . به سوى دوزخى ژرف كه حرارتى سخت و فراوان دارد و نوشاك آن چرك و خونابه و عذابش تازه و با گرزهاى آهنين بر سرشان كوفته مىشود . عذابش باز نمىايستد و ساكنينش نمىميرند . خانه‌اى است كه بخشايش در آن راه ندارد و خواستهء اهل آن شنيده نمىشود . اى بندگان خدا ! بدانيد كه با اين وجود ، رحمت الهى كه بندگان را پشت‌سر خود رها نمىسازد و [ تنها نمىگذارد ] بهشتى است عرض آن همچون عرض آسمان‌ها و زمين است كه براى پرهيزگاران آماده شده است ، همراه آن هرگز بدى وجود ندارد . لذت‌هاى آن خستگى نمىآورد و اجتماعاتش پراكنده نمىشوند و ساكنين آن در همسايگى و مجاورت خداوند رحمانند و غلامان بهشتى به همراه ظرف‌هايى از طلا كه در آن ميوه و گل‌هاى خوشبو وجود دارد در كنارشان حاضرند . سپس بدان اى محمد بن ابى بكر كه من تو را فرمانرواى بزرگ‌ترين سپاهيانم قرار دادم و آنان اهل مصر مىباشند . هنگامىكه تو را فرمانروا قرار دادم تو را فرمانرواى بر امورات [ شخصى ] مردم ننمودم [ تا بخواهى به هر طريق كه دوست دارى در آن رفتار كنى ! ] پس تو سزاوار هستى كه از آن برخودت بهراسى و از آنان بر دين خود برحذر باشى . پس اگر توانستى كه به خاطر رضايت هيچ كس از آفريدگان ، پروردگارت را به خشم در نياورى پس آن‌گونه باش . همانا در خداوند عزّتمند جانشينى از غير اوست [ يعنى اگر با رضايت خالق موجب غضب مخلوق شدى ديگرى از آفريدگان هست كه جاى او را بگيرد ] و در هيچ‌چيز جز او جانشينى از او وجود ندارد . [ پس اگر براى رضايت مخلوق موجب خشم خالق شوى هيچ‌چيز جاى آن را پر نمىكند ] . بر ستمگران سخت بگير و آنان را [ از ستمگرى ] باز دار . با نيكوكاران نرم رفتار باش و آنان را [ به خود ] نزديك ساز . و آنان را از نزديكان و هم‌نشينان خود قرار ده . و به نمازت بنگر كه چگونه است ؟ همانا تو پيشواى قومت مىباشى پس سزاوار است كه نمازت را كامل به پا دارى و آن را سبك مشمارى . پس هيچ امامى نيست كه با گروه خود نماز