راهشان را باز كنيد تا بدون حساب در بهشت داخل گردند . راوى گويد : پس منادى ديگرى ندا در مىدهد و آن ندا را به گوش آخرين اهل محشر همچون اولين ايشان مىرساند و مىگويد : اهل برترى كجا هستند ؟ پس گروهى از مردم برمىخيزند و گروهى از فرشتگان به استقبال آنان مىروند پس مىگويند : اين برترى كه شما به آن خوانده شديد چه برترى است ؟
پس مىگويند : در دنيا با ما به نادانى رفتار مىشد پس تحمّل مىكرديم و به ما بدى مىشد پس ما درمىگذشتيم . راوى گويد : پس منادى از جانب خداوند فرازمند ندا در مىدهد بندگانم راست گفتند . راهشان را باز كنيد تا بدون حساب در بهشت داخل گردند . راوى گويد : سپس منادى از جانب خدا ندا در مىدهد كه آن ندا را به گوش آخرين اهل محشر همچون اولين ايشان مىرساند . پس مىگويد : همسايگان خدا در درگاهش كجا هستند ؟ پس گروهى از مردم برمىخيزند و گروهى از فرشتگان به استقبال آنان مىروند پس به ايشان مىگويند :
رفتار شما در دنيا چه بود كه امروز به وسيله آن همسايگان خدا در درگاهش گشتهايد ؟ پس مىگويند : ما در راه خدا يكديگر را دوست مىداشتيم و به يكديگر بخشش مىنموديم و يكديگر را يارى مىنموديم . پس منادى از جانب خداوند ندا درميدهد : بندگانم راست گفتند . راهشان را باز كنيد تا بدون حساب به همسايگى خداوند در بهشت رهسپار گردند .
راوى گويد : پس بدون حساب به سوى بهشت رهسپار مىگردند . پس امام باقر عليه السّلام فرمود :
ايشان همسايگان خدا در خانهاش هستند مردم مىهراسند و هراسى به آنان نمىرسد و مردم مورد حساب قرار مىگيرند و ايشان محاسبه نمىشوند .
[ 143 - خطبهء حضرت امام حسن عليه السّلام در بصره بعد از جنگ جمل ]
[ 159 ] 13 - محمد بن سيرين از تعدادى از بزرگان بصره روايت مىكند كه مىگفتند : هنگامى كه امير مؤمنان على بن ابى طالب عليه السّلام از جنگ جمل فراغت يافت بيمار گشت و روز جمعه فرا رسيد پس به فرزندش حسن عليه السّلام فرمود : فرزندم حركت كن و با مردم نماز جمعه بهپا دار . پس امام حسن عليه السّلام به سوى مسجد آمد و هنگامى كه بر فراز منبر قرار گرفت ستايش خدا را گفت و سپاس او را بهجاى آورد